تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
خطيب آن را آورده و گفته است : اين حديث با اين اسناد باطل است و اصل صحيحى تا آنجا كه مىدانيم برايش نيست و رجال ياد شده در آن ، همگى پيشوايان مشهورند ، غير از محمد بن بيان كه فكر مىكنيم مشكل اين حديث از ناحيهء او باشد ، و توثيق ابن شخير براى او ارزشى ندارد ، زيرا كسى كه مثل اين حديث را با اين اسناد آورده ، اهل علم را از توجه به حال و وضع او بىنياز كرده است و شايد او تظاهر به شايستگى مىكرده و ابن شخير نسبت به او حسن ظن پيدا كرده و او را ستوده است ، در صورتى كه يحيى بن سعيد قطان گفته است : صالحان را در چيزى دروغگوتر از حديث نديدم . « 1 » ذهبى آن را از طريق محمد بن بيان آورده و گفته است : او در كمال بىشرمى از خدا آن را روايت كرده و گفته است : حسن بن عرفه به ما حديث كرده و آنگاه حديث را نقل نموده است ، سپس ذهبى افزوده است كه ابن جوزى گفته است : اين حديث را محمد بن بيان به نام ابن عرفه ساخته ، آنگاه عبارات ياد شدهء خطيب را ذكر كرده است . « 2 » اين چنين كلمات را تحريف مىكنند و حظشان را از آنچه كه يادآور شدند ، فراموش نموده‌اند و اين چنين دست‌هاى هوا و هوس كتاب و سنت را مورد ملعبه قرار داده‌اند و اين است مقدار بهره‌مندى آنان از آن دو ، ولى پروردگارت روز قيامت دربارهء آنچه كه در آن اختلاف كرده‌اند ، ميانشان حكم خواهد فرمود . 65 - از عبد اللّه بن عمر آمده است كه گفت : نزد رسول خدا بودم و ابو بكر نيز خدمت آن حضرت بود و عبايى روى دوشش انداخته بود كه روى سينه‌اش پاره بود . در اين هنگام جبرئيل بر او نازل شد و گفت : چرا ابو بكر را با چنين لباسى مىبينم ؟ فرمود : پيش از فتح مكه اموالش را به من انفاق كرد . جبرئيل گفت : به او از ناحيهء خدا سلام برسان و بگو كه پروردگارت مىگويد : اى ابو بكر ، آيا از من در اين فقرت راضى هستى يا نه ؟ رسول خدا به ابو بكر توجه كرد و فرمود : اين جبرئيل است كه از ناحيهء خدا به تو سلام مىرساند و مىگويد : آيا دربارهء فقرت از من راضى هستى يا نه ؟ ابو بكر گريست و گفت : آيا از خدايم ناراضى باشم ؟ من از خدايم راضىام ، من از خدايم راضىام ، من از خدايم
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 2 / 97 . ( 2 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 32 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 454 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى