راضىام .
خطيب آن را از طريق محمد بن بابشاذ ، صاحب مطالب عجيب و غريب ، آورده و طبق عادتش از بطلان آن سكوت كرده است « 1 » ، اما ذهبى آن را آورده و گفته است : اين حديث دروغ است . « 2 »
66 - از ابو هريره به طور مرفوع آمده است : هنگامى كه رسول خدا وارد مدينه شد و در آنجا اقامت كرد و خواست ازدواج كند ، به مسلمانها فرمود : به من زن بدهيد . جبرئيل با پارچهاى از بهشت كه طول آن دو ذرع و عرضش يك وجب بود و در آن تصويرى وجود داشت كه هيچ كس زيباتر از آن را نديده بود ، آمد و آن را باز كرد و گفت : اى محمد ، خدا به تو مىگويد : با زنى كه همانند اين تصوير باشد ، ازدواج كن . رسول خدا به جبرئيل فرمود : چنين زنى را از كجا پيدا كنم ؟ جبرئيل به او گفت : خداوند مىفرمايد : با دختر ابو بكر ازدواج كن . آنگاه رسول خدا به خانهء ابو بكر رفت و در زد و گفت : اى ابو بكر ، خداوند به من امر كرده است كه دامادت شوم .
ابو بكر داراى سه دختر بود كه هرسه را بر رسول خدا عرضه كرد و رسول خدا فرمود : خداوند به من امر كرده است كه با اين دختر يعنى عايشه ازدواج نمايم ، آنگاه رسول خدا با او ازدواج فرمود .
خطيب آن را آورده و از ساختههاى محمد بن حسن دانسته است كه دعا خوان ، كر و حديث ساز بود و رجال مورد اسنادش همه ثقات بودند . « 3 »
ذهبى گفته است : از محمد بن حسن حديثى ديدم كه افراد مورد اسنادش جز او مورد اعتمادند و آن حديث دروغ دربارهء فضيلت عايشه است . « 4 »
خطيب بغدادى از عايشه آورده است كه جبرئيل طاقهاى از حرير كه در آن تصوير عايشه بوده ، براى پيامبر اكرم آورد و گفت : اين همسرت در دنيا و آخرت است . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 2 / 106 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 213 .
( 3 ) . تاريخ بغداد : 2 / 194 .
( 4 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 44 .
( 5 ) . تاريخ بغداد : 11 / 222 .