حق با عمر است هرجا كه باشد » آورده و گفته است : اين حديث صحيح نيست . « 1 »
[ حديث ساختگي راجع به ابوبكر ]
56 - از ابن عباس به طور مرفوع آمده كه پيامبر فرمود : ابو بكر نسبت به من به منزلهء هارون نسبت به موسى است .
اين حديث از ساختههاى على بن حسن كلبى است كه محمد بن جرير طبرى آن را آورده و ذهبى گفته است : اين خبر دروغ است و كلبى متهم به آن است . « 2 »
57 - از انس به طور مرفوع آمده كه پيامبر فرمود : هر كس بر خدا دروغ ببندد ، بايد كشته شود و توبه سودى ندارد ؛ هركس مرا دشنام دهد ، بايد كشته شود و توبهاش پذيرفته نمىشود ؛ هركس ابو بكر را دشنام دهد ، بايد كشته شود و توبه نمىتواند كرد ؛ هركس عمر را دشنام دهد ، بايد كشته شود و توبه داده نمىشود و هركس عثمان يا على را دشنام دهد ، بايد تازيانه زده شود . پرسيدند : چرا يا رسول اللّه ؟ فرمود : براى اينكه خداوند مرا و ابو بكر و عمر را از يك خاك آفريد كه در آن دفن خواهيم شد .
ذهبى گفته است : اين حديث ساختگى است و ابن عدى گفته است : نادرستى و اشكال اين حديث از ناحيهء يعقوب بن جهم حمصى است . « 3 »
58 - از انس آمده است : هنگامى كه وقت وفات ابو بكر صديق فرا رسيد ، از على بن ابى طالب شنيدم كه مىگفت : در ميان مردم چهار نفر زيركند : دو مرد و دو زن . آنان عبارتند از : صفورا دختر شعيب ، خديجه دختر خويلد ، عزيز مصر در زمان يوسف و ابو بكر صديق كه هنگام وفاتش به من گفت : من فكر كردم كه فرمانروايى را بعد از خودم به دست عمر بن خطاب بسپارم . به او گفتم : اگر آن را در غير جاى اصلىاش قرار دهى ، ما به آن رضايت نخواهيم داد .
او گفت : خوشحالم كردى و من هم ترا با آنچه كه از رسول خدا شنيدم ، خوشحال مىكنم . گفتم : آن چيست ؟ گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : روى پل صراط بر آمدگىاى هست كه از آن كسى عبور نمىكند ، مگر به وسيلهء على بن ابى طالب . على به
هامش
( 1 ) . اسنى المطالب 144 .
( 2 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 222 .
( 3 ) . همان : 3 / 323 ؛ لسان الميزان : 6 / 306 .