گويد : هيچ كدام از آن سه نفر ، يعنى رجال سندش آن را روايت نكردهاند و آفت آن به نظرم منبجى است . « 1 »
44 - از على ، رضى اللّه عنه ، آمده است : نخستين كسانى كه از اين امت وارد بهشت مىشوند ، ابو بكر و عمر هستند ، در حالى كه من با معاويه براى حساب ايستادهام .
ذهبى در شرح حال اصبغ شيبانى گفته است : اين خبر نادرست است و ابن جوزى آن را در زمرهء احاديث واهى آورده است . ابن حجر در لسان الميزان گفته است : بهتر است كه اين خبر در كتاب موضوعات نوشته شود . عقيلى هم آن را ذكر كرده و گفته است : او گمنام و حديثش غير محفوظ است . « 2 »
45 - از عبد اللّه بن عمر به طور مرفوع آمده است : جبرئيل بر رسول خدا نازل شد و به او عرض كرد كه پروردگار عرش مىفرمايد : هنگامى كه ميثاق پيامبران را گرفتم ، ميثاق ترا اخذ كردم و ترا سرور آنها قرار دادم و ابو بكر و عمر را وزيرت قرار دادم ؛ به عزتم سوگند ، اگر از من بخواهى آسمانها و زمين را زايل كنم ، قطعا خواهم كرد .
ذهبى در ميزان الاعتدال در شرح حال موسى بن عيسى گفته است : ابن سمعانى به روايت اين حديث در خطبهء كتاب البلدان پرداخته و گفته است : اين حديث باطل است .
46 - از ابن عباس به طور مرفوع آمده كه پيامبر فرمود : در آخر امتم ، رافضيان قرار دارند كه خود را به دوستى اهل بيتم نسبت مىدهند ، در حالى كه دروغ مىگويند و نشانهء دروغشان بدگويى آنها نسبت به ابو بكر و عمر است . هركدامتان آنها را ديديد ، بكشيد كه مشركند .
ابن عدى آن را از احاديث نادرست شمرده است . « 3 »
47 - از ابن عباس به طور مرفوع آمده كه رسول خدا گفت : خداوند به من وحى فرمود كه دخترم را به ازدواج عثمان درآورم .
ابن عدى آن را از احاديث نادرست عمير بن عمران حنفى شمرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 1 / 328 .
( 2 ) . همان : 1 / 460 .
( 3 ) . همان : 4 / 376 .
( 4 ) . همان : 4 / 380 .