تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
همه مورد اعتماد هستند و عدوى با گستاخى مطلب عجيبى را آورده و مرتكب كار زشتى شده است . جرأت او در ساختن اين حديث بيشتر از جرأتش در روايت از ابن لهيعه است . ديلمى نيز آن را آورده و به آن افزوده است : هر كس همهء صحابه را دوست داشته باشد ، از نفاق دور خواهد بود . ذهبى به ساختگى بودن آن حكم كرده است و ابن حجر از طريق ديگر از انس آن را آورده و گفته است : اين خبر با اين اسناد باطل است . « 1 » 8 - از انس آمده است كه مردى يهودى نزد ابو بكر آمد و گفت : قسم به آنكه موسى را برانگيخت و با او سخن گفت ، من ترا دوست دارم . ابو بكر سرش را به علامت تحقير او بالا نياورد تا جبرئيل بر پيامبر اكرم نازل گرديد و گفت : اى محمد ، خداى بزرگ براى تو سلام مىفرستد و مىگويد : به يهودى بگو كه خدا آتش را از تو دور كرده است . پس يهودى در محضر رسول خدا حاضر گرديد و اسلام آورد . در تعبير ديگر چنين آمده است : خداوند در آتش ، دو چيز را به خاطر محبت به ابو بكر از او دور كرده است : زنجيرها و غلها را كه بر گردنش نهاده نمىشود . آنگاه رسول خدا اين مطلب را به او خبر داد . اين حديث از آفات حسن بن على ابى سعيد عدوى بصرى است كه سيوطى آن را ساختگى دانسته است « 2 » ، چه عدوى و غلام خليل حديث سازند و بصرى مجهول و گمنام است . 9 - از براء به طور مرفوع آمده است : خداوند براى ابو بكر در اعلا عليين ، قبه‌اى از ياقوت سفيد كه به قدرت خويش آويخته است ، اتخاذ كرده كه در آن بادهاى رحمت نفوذ و حلول كرده است و براى آن چهار هزار در است كه هرگاه ابو بكر مشتاق لقاى خدا باشد ، يكى از آن درها باز مىشود و از آن در به خدا مىنگرد ! اين حديث از موضوعات محمد بن عبد اللّه ابى بكر اشنانى است . خطيب گفته است : كسى كه اين حديث را بر مثل اين اسناد تركيب كرده ، چنين كسى
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 4 / 107 . ( 2 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 151 .