تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
را آورده و گفته است : اين دروغ است و خدا مىداند كه كداميك از اين دو مرد آن را ساخته‌اند . « 1 » ابن حجر گفته است كه ابن حبّان آن را ضعيف دانسته معتقد است كه براى آن ، از كلام پيامبر و انس و ثابت و حماد كه رجال سند حديثند ، اصلى نيست « 2 » و ذهبى در ميزان در شرح حال عبد اللّه بن ابراهيم دمشقى به اين مطلب اشاره كرده و گفته است كه اين خبر باطل است . ابن حجر گفته است : حديث ياد شده از عقبة بن عامر چنين آورده شده است : هنگامى كه مرا به آسمان بردند ، داخل بهشت عدن شدم و سيبى در دستم قرار گرفت كه از آن حوريهء پسنديده‌اى بود كه مژگان چشمهايش زيبايى به مژگان بازها مىمانست . به او گفتم : تو از آن كه هستى ؟ گفت : من براى خليفهء بعد از تو هستم كه از روى ستم كشته مىشود ، يعنى عثمان بن عفان . « 3 » او آن را نيز در جاى ديگر آورده و گفته است كه حديث نادرستى است . « 4 » خطيب نيز آن را از طريق محمد بن سليمان ابى على شطوى ، از نافع ، از ابن عمر ، از رسول خدا چنين آورده است : هنگامى كه شبانه به سوى آسمان برده شدم و در آسمان چهارم قرار گرفتم ، سيبى در دامنم افتاد و آن را با دستم گرفتم ، كه ناگاه شكافته شد و از آن حوريهء خندانى بيرون آمد و به او گفتم : بگو ببينم تو متعلّق چه كسى هستى ؟ گفت : متعلق به مقتول شهيد ، عثمان بن عفان هستم . اين حديث با اين طريق نيز ساختگى است . « 5 » خطيب در تاريخ بغداد و ابن جوزى در الموضوعات و ذهبى در ميزان الاعتدال نادرستى اين حديث را از ناحيهء محمد بن سليمان ابى جعفر خزّاز دانسته‌اند . 5 - از جابر به طور مرفوع آمده است كه پيامبر فرمود : خداوند يارانم را بر همهء عالميان جز انبيا و مرسلين برترى داد و از ميان يارانم چهار نفر را برگزيد : ابو بكر ، عمر ،
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 3 / 293 . ( 2 ) . لسان الميزان : 3 / 245 . ( 3 ) . همان : 3 / 248 . ( 4 ) . همان : 3 / 293 . ( 5 ) . تاريخ بغداد : 5 / 297 .