روايت شود . از او سؤال شد كه آيا مىشود از حنيفه روايت كرد ؟ گفت : نه . « 1 »
منصور بن ابى مزاحم گفته است : از مالك بن انس شنيدم كه از ابو حنيفه ياد كرد و گفت : او با دين بازى كرد و كسى كه با دين بازى كند ، ديندار نيست . « 2 »
وليد بن مسلم گفت كه مالك بن انس به من گفته است : آيا از ابو حنيفه در محيط شما ياد مىشود ؟ گفتم : آرى . گفت : ديگر محيط شما جاى سكونت نيست . « 3 »
ابن ابى ليلى ضمن ابياتى ابو حنيفه را نمونهء كفر ياد كرده و گفته است :
- اين افراد در دشمنى با مرجئه شهرهاند : عمر بن ذر ، ابن قيس ، عتيبهء دبّاب و ابو حنيفه ، آن شيخ بدكردار كافر . « 4 »
از يوسف بن اسباط ، آمده است كه ابو حنيفه چهار صد يا بيشتر حديث رسول خدا را رد كرده است .
از مالك ، آمده است كه گفت : در اسلام مولودى مضرتر از ابو حنيفه بر اهل اسلام متولد نشده است .
وى نيز گويد : فتنهء ابو حنيفه بر اين امت ، يعنى آنچه را كه در نقض سنتها وضع كرده ، از فتنهء ابليس زيانبارتر است .
از عبد الرحمن بن مهدى آمده است كه در اسلام ، بعد از فتنهء دجال ، فتنهاى را بزرگتر از رأى ابو حنيفه نمىدانم .
از شريك آمده است كه اگر در هرقبيلهاى از قبايل ، شرابخوارى باشد ، بهتر از اين است كه در آن ، مردى از اصحاب ابو حنيفه باشد .
از اوزاعى آمده است : ابو حنيفه به سوى ريسمان اسلام شتافت و آن را قطعه قطعه كرد . در اسلام مولودى مضرتر از ابو حنيفه پديد نيامده است .
آوردهاند كه چون از سفيان ثورى خبر وفات ابو حنيفه را شنيد ، گفت : سپاس خداى را كه مسلمانان را از شرش راحت كرد ، زيرا كه ريسمان اسلام را قطعه قطعه كرده بود و در
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 14 / 259 ، 260 .
( 2 ) . حلية الاولياء : 6 / 325 ؛ تاريخ بغداد : 13 / 400 .
( 3 ) . حلية الاولياء : 6 / 325 .
( 4 ) . تاريخ بغداد : 13 / 380 .