هستند كه منسوب به زهد بودند ، ولى به خيال اينكه حديث سازى كار خوبى است ، اقدام به آن كردهاند و مردم نيز به خاطر اطمينانى كه به آنها داشتهاند ، ساختههاى آنان را پذيرفتهاند . آنان گمراه بودند و ديگران را نيز گمراه كردند .
شما در سابق ، گفتار ميسرة بن عبدربه را شنيديد هنگامى كه به او گفته شده بود كه از كجا اين احاديث را آوردهاى ؟ در جواب گفته بود كه آنها را به خاطر ترغيب مردم بدان ، وضع كردهام و در اين كار به پاداش نيك اميد دارم .
حاكم گفته است : حسن كه از مسيب بن واضح روايت مىكند ، از كسانى است كه براى رضاى خدا حديث مىساخته است « 1 » و نعيم بن حماد نيز به خاطر تقويت سنت ، حديث مىساخته است ! « 2 »
بنابراين ، گويا دروغ و تهمت و گفتار نادرست از كارهاى زشت نبوده و در آن كوچكترين منقصتى وجود نداشته و با فضايل نفسانى و كرامت انسانى منافاتى نداشته است .
اين حرب بن ميمون مجتهد و عابد است كه دروغگوترين مردم مىباشد !
و اين هيثم طايى است كه تمام شب را به نماز مىايستاد و هنگام صبح جلوس مىكرده و دروغ مىگفته است !
و اين محمد بن ابراهيم شامى است كه از زهاد بوده و در عين حال ، كذاب و حديث ساز بوده است !
و اين حافظ عبد المغيث حنبلى است كه موصوف به زهد و اعتماد و ديندارى و صداقت و امانت و صلاح و اجتهاد و پيروى از سنت و آثار بوده و در عين حال ، از مطالب ساختگى ، كتابى دربارهء فضايل يزيد بن معاويه نوشته است !
و اين معلّى بن صبيح است كه از عباد موصل بوده و حديث مىساخته و دروغ مىگفته است !
و اين معلّى بن هلال عابد است كه كذاب بوده است !
هامش
( 1 ) . لسان الميزان : 5 / 288 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 5 / 269 .