- آن كه از جانب حق به خلافت منصوص شد ، بر كنار ماند و در گوشهاى به تلاوت و ختم قرآن روى آورد .
- اگر شمع وجودش را به سرورى مىپذيرفتند ، به راه راستشان رهبرى مىفرمود .
- او دانشمند ربانى بىمانند ، اوست دلاور سلحشور و شير بيشهء شجاعت است .
- هماره در بدر و احد و خيبر صفشكن بود و دشمنان را سركوب مىكرد و فرارى مىداد .
- تاخت برد و با شمشير بر فرقشان كوبيد ، خواه ناخواه سر تسليم فرود آوردند .
- گرچه در باطن كافر بودند ، اما به ظاهر ره اسلام گرفتند تا جان خود را برهانند .
- گفتند : على راه جور گرفت ، فراوان از او شكايت بردند .
- گفتند : خون مسلمانان را ريخت كه در ميان آنان تبهكار و ناتبهكار فراوان بود .
- گفتم : لختى مهلت آريد ، خدايتان رهبرى نكناد . وصى رسول كجا ستمكار باشد .
- آيا او خون مسلمانان را ريخت ؟ به حق سوگند كه در آن گروه يك نفر مسلمان نبود .
- على خون ناكثين را ريخت كه بيعت او شكستند و از متجاوزان انتقام گرفت .
- مگر نه رسول فرمود : على مهين داور شماست ؟ اين حديث را همهء مخالفان روايت كردهاند .
- اگر به پندار شما ، على در رويدادها بر خطا و ستمگر باشد ، پس بىترديد ستايشگرش ستمگرتر خواهد بود .
- كاش حاضر مىبودم و در ركابش خون دشمنان را مىريختم .
- و به رستاخيز ، با پنجهء خونآلود ، به پيشگاه خدا مىرفتم و معلوم مىشد پشيمان و نادم كيست ؟
- كجا مانند على توان يافت كه در پهنهء نبرد ، پيشتاز و مردافكن بود .
- كجا مانند على توان يافت كه از وفور دانش ، صلاى « سلونى » درداد :
- اى مردم ! در سينه دانشى وافر دارم كه از مصطفى به ارث بردهام .
- از راه آسمانها بپرسيد كه آسمانها را بهتر از زمين مىشناسم .
- اگر حجاب از چهرهء غيب كنار رود ، بر دانش و يقينم نيفزايد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧٤