رضا و تسليم را به عنوان دين پذيرفتم . « 1 »
- و فرمود : خدا را اطاعت كنيد و رسول او را و نيز هركس را كه از رسول منشور ولايت دارد ، تا رستگار شويد . « 2 »
- از چه حلال خدا را حرام شمردند ، و حرام خدا را حلال و روا دانستند ؟
- تصور كرديد كه خدا در قرآن خطا كرد ، يا رسول او و يا جبرئيل امين ؟
- رسول حق درنگذشت ، جز آنكه خدا دين او كامل كرد و امر خلافت بر امت مبهم نماند .
- منتها كينهها آشكار شد و جور و ستم حاكم گشت .
- نالايق مقدم شد و لايق رانده شد . خطيب دم فروبست و نادان بر منبر رسول برشد .
- بىسبب على را عقب راندند و جز تجاوز و سيهكارى انگيزهاى در كار نبود .
- آنچه محمد گفت ، در هم شكستند ، اما دين حق شكست نپذيرد .
- حاشا كه دين خدا شكست پذيرد ، دينى كه اركانش با تيغ على رفيع گردد .
- بر آل محمد ستم راندند و كيفرشان به رستاخيز عذاب دوزخ باشد .
- اگرچه رياست دنيا را غصب كردند ، اما در آخرت هرگز نصيبى از آن نخواهند داشت .
- كدام مصيبت در پهنهء زندگى ناگوار است كه در حوزهء دين ناگوار نباشد .
- اولى به نام اجماع بر كرسى نشست و آنگاه منشور خلافت به نام دومى صادر كرد .
- ابتدا گفت : استعفايم بپذيريد كه از شما بهتر نباشم ، آنگاه گفت : عمر را پس خود بر شما مىگمارم .
- قلادهء خلافت بر گردن كسى بست كه از خشونت و تندى مىزد و مىشكست .
- دومى گفت : اگر مولاى حذيفه مىبود ، بلا تأمل بر سر همه امير مىبود .
- بارى ، سومين خليفه با شوراى شش نفره به خلافت نشست و تيغ تيز بر سر على آهيخت تا به دو پيوست .
- آخر آيين خلافت بر شورا بود ، يا بر اجماع و يا نص بر خلافت ؟ بياييد تا بر اسلام بگرييم و بناليم .
هامش
( 1 ) . اقتباس است از مائدة 5 / 3 .
( 2 ) . اقتباس است از نساء 4 / 59 .