- مگر ارث داود را سليمان نبرد ؟ يحيى وارث زكريا نبود ؟ از چه سيرهء انبيا را شكستيد ؟
- اگر سليمان و يحيى ارث پيامبرى بردند ، چنان كه در مسئله ارث ، فتوا دهيد .
- آيا شايسته است كه پيمبرزادگان از ارث پدر محروم بوده باشند ؟ هركه نبوت را مدعى شد با معجزه و گواه آمد .
- گفتيد : حج تمتع ، و ازدواج موقت ، حرام است . اين سخن قرآن است يا آن را از پيش خود به هم بافتيد ؟
- زناكاران مورد عفو و اغماض قرار مىگيرند و آن كه ازدواج موقت كند ، سنگسار و متقول مىشود .
- نه آيهء قرآن است كه فرمود : بعد از كاميابى از آنان پاداششان بپردازيد . « 1 »
- آيا آيهء ديگرى نازل شد كه حكم آن را نسخ كرد ، يا خود شما حكم آن را نسخ كرديد ؟
- گفتم : پيامبران دگر ، وصى خود را معرفى كردند ، پذيرفتار شديد ، اما وصى مرا نافرمان شديد .
- كردار شما با سيرهء من ناموافق است و فرمان من با فرمان شما مخالف .
- گفتيد : رسول خدا بىوصيت درگذشت ؛ او وصيت كرد ، اما شما نپذيرفتيد .
- نه او فرمود : هركه به هنگام مرگ ، بىوصيت ماند ، به آيين جاهليت مرده باشد ؟ رسول به آيين جاهليت نمرد ، بلكه شما به دورهء جاهليت بازگشتيد .
- فرمود : پيشوايى را بر شما امير كردم كه راهبر شما باشد ، اما كبر و سيهكارى پيشه كرديد .
- بارها گفتم و گفتم ، او را بر همه امير و مقدم شناختم ، و شما خود گواه و شاهد بوديد .
- گفتم : منزلت على منزلت هارون است در خلافت ، از چه او را عقب رانديد .
- چونان كه قوم ثمود ، در برابر صالح به شقاوت برخاست ، راه شقاوت گرفتيد و هركس در گرو اعمال ناهنجار خويش است .
- فريفتهء زيور دنيا گشتيد و عقل خود از كف نهاديد ، اما بدانيد كه فريبخوردگان روزى انگشت ندامت به دندان گيرند .
هامش
( 1 ) . اقتباس است از نساء 4 / 24 .