و از همين قصيده است :
- شاهى كه خون هرجبار و سركشى را با دم شمشير و ناوك سنان ريخت ، خونش هدر آمد .
- دلها با بيم و اميد به درگاهش گرد آمدند : بيم از شمشير و اميد به درهم و دينار .
- در سايه بيم و اميد است كه هردولتى پايدار آمد و روزگارش دوام گرفت .
- چون بيم و اميد ، يعنى دينار و شمشير از هم كناره گرفتند ، دشمن عزيز و كامكار شد و دوست خاكنشين گشت .
- اى سرور آزادگان كه شاهان عالم در برابرت به ادب برخاستند ، حل و عقد امورت در كف بود .
- فرمان مطاعت در همه جا روان است و پيكها در اكناف گيتى دوان .
- منصب كفالت و وزارت هردو به فضل و مقامت گويا شدند .
- مقام وزارت هرروز دستبهدست مىشد و هرلحظه با خطرها مواجه بود .
- تا آنكه بر درگاه تو نزول گرفت و درايت و تيزبينىات را شكوفا ديد .
- مهميز سفر به كنار افكند و بار و بنه بر زمين ريخت .
- خدا را ، از اين رسم و آيين كه آزاد كردى و رواج دادى ، اما در سينهء تاريخ و قيد و بند قصايد در مهار شد .
- بزرگ آيين و شيمتى كه طبع و قادم را شعلهور ساخت و يكهتاز ميدان سخن را پشت سر نهادم .
- آرى ، اسب تازى از سيماى زيبايش منتخب نيايد ، جز آنكه در ميدان تمرين هنر نمايد .
- ثنا و ستايش من در پيشگاهت معروف شد و از همه پيشى گرفتم و هيچگاه سستى نگرفتم .
- اگر در اثر اين رنج و محنت از پاى نشستم كه ديگران با كمترين مصيبت از پاى بنشينند ، بدان سبب بود كه تاروپود قلبم در نهان و آشكار ، به مهر و ولاى تو محكم است .
و باز همين فقيه يمنى ، عماره ، در رثاى ملك صالح و ثناى فرزندش ملك عادل ، به سال 557 بر سر مزارش در قرافهء مصر چنين سروده است :
الغدير ( فارسى ) — صفحة 455
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٥٥