نمونههايى از شعر و احساس ملك صالح
ابن شهر آشوب قسمت زيادى از اشعار و قصايد او را در كتاب مناقب آل ابى طالب ياد كرده ، از آن جمله :
- محمد خاتم پيامبران است كه حكيم عرب « قس » و پادشاه يمن « سيف » مژدهء رسالتش را داد .
- سخنوران راستانديشه ، پيش از آنكه پا به دايرهء وجود نهد ، از سرانجام او خبر دادند .
- آن كه در بردبارى و كرامت كمال گرفت و بنيادش از عيب و آك پاك بود .
- سايهء عدل خداى ، رهبر نجات ، سرچشمه حيات ، باران رحمت الهى .
- به دنيا و آخرت ، مهرش ذخيرهء خود ساز و به ولاى او چنگ زن ، و نيز به ولاى ابو الحسن مرتضاى هدايتگر .
و از اشعار اوست :
- مهر و ولايم ويژهء امير مؤمنان على است ، با مهر او به مراد دل رسيدم .
- اگر حاسدان ، مقام و رتبهاش را در كرم نشناسند ، سورهء هل اتى بخوان .
و هم از اوست :
- از اينكه دست به درگاهت سودم ، پندارى در حرم خدا ركن حجر را بوسيدم .
- در اينجا كه به خدمت ايستادهام ، گويا ميانهء چاه زمزم و مقام ابراهيم خليلم .
- اى سالار و سرور من ! چه به پا ايستم و چه از پا بنشينم ، به ياد تو باشم .
- اگر از خواب ناز برخيزم ، با تو در راز و نيازم ، چونان كه در حال خواب با تو در نمازم .
- راز مهرت در درونم پيوسته و با گوشت و استخوانم به هم درآميخته است .
- اگر نه مهرت ، نمازم نپذيرند ، و گرنه ولايت ، روزهام به حساب نگيرند .
- اميدم آنكه به روز حشر ، از دستت سيراب گردم و خستگى سوز دل را از ياد ببرم .
و هم اين چكامه :
- اى دستاويز دين و آيين و درياى علم و معرفت !
- اى قبلهء دوستان خدا و كعبهء زائران حرم !
- اى سرور آن خاندان كه هماره راه نيكى سپارند .