والاترين صفات كمال او راست كه خدايش دين و دنيا بخشيد و خلق روزگار به خدمتش گراييد .
- هماره سايهء پدرش بر دوام باد و دولتش پاينده و كامكار و كامروا ، و نيز برادران گرامىاش و عموى بزرگوارش يكهسوار مسلمانان .
قصيدهاى سروده كه در آن ملك صالح را ثنا گفته و خاندان پيامبر را رثا :
- روا نباشد كه بر شيدايى من ملامت آرى ، گرچه ناصحى مشفق و مهربانى .
- من آن شوريدهء زارم كه با دلدادگى پيمان دارم و راهى به دلدارى من نيست .
- شعلههاى درونى ، سينهء چون شيشهام را درهم شكست و رقيب به راز درونم پى برد .
- با آنكه از ديدهام پيمان گرفته بودم ، راز درونم را برملا ساخت و كوس رسوايى ما بر سر هربام زدند .
- ديده را به ملامت درسپردم ، سوز درون به معذرت برخاست و هرچه بود به آتش كشيد .
از همين قصيده است :
- اى دوستان ! صلاح من در پرهيز از عشق و نواست تا شما چه گوييد ؟
- اينك دردى به دل دارم كه جاى عشق و شوريدگى نماند و خمار شيدايى از سر بپراند .
- فراموشى چنان دست شيدايى از سرم كوتاه نمود كه ديگر نغمهء نافرمانى ساز نكنم .
- تاريكى شب كه سايهگستر شود ، شكيبايى از دل برود ؛ انتقام اميدى خام است ، اما غم و اندوه همدم .
- ميدان سخن سخت و ناهموار باشد ، اما نوحهسراى خاندان احمد ، راهى بس هموار در پيش دارد .
- اينك كه شمشير تيز و سنان خونريز را نوبت جولان نيست ، زبان خامه را به نصرت و يارى آزاد كن .
- حديث از خاندان على گوى و ستمى كه بر آنان رفت . ترانه و غزل را شيوهء دگر بياراى .
- خاندان اميه ميراث رسول را بربود و بر خاندان محمد غارت آورد .
- با صاحبان مسند خلافت راه خلاف گرفتند و در قبال برهان بهتان زدند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٥٠