- ابدا و نه زهراى بتول را از ميراث پدر محروم داشت .
- گويم : يزيد هرگز شراب نياشاميد و نه در راه فجور گام سپرد .
- او بود كه با لشكريان گفت : پسران فاطمه را آزاد گذارند .
- كى شمر لعين حسين را كشت ؟ كجا ابن سعد راه خيانت سپرد ؟
- عاشورا موى سر شانه زنم و زلف خود حلقه حلقه بياويزم .
- آن روز را به روزه سر آرم به شكرانه ، چند روز دگر بر آن بيفزايم .
- جامهء نوين پوشم و لباس عيد از صندوق برآرم .
- شب تا سحر نخوابم و پسته و فندق بريان سازم .
- صبحگاه ، سر و صورت بيارايم و با شادباش دست شاميان بفشارم .
- در رهگذر بايستم و سر و صورت دوستان بيارايم .
- تره تيزك بخورم ، ماهى بىفلس كباب سازم و سفرهء خود رنگين سازم ، بهبه از اين كباب و آن سبزى خوشخوراك !
- به هنگام وضو پاى خود بشويم و در سفر بر كفش خود مسح كشم .
- در نمازم ، با آواى بلند آمين گويم و با ديگران همنوا گردم .
- تسنيم قبور « 1 » سنت شمارم و به گورستان تپههاى دوپهلو بيارايم .
- روز رستاخيز كه به پا خيزد ، چشمها در تبوتاب آيد .
- نامهء اعمال منتشر گردد و آتش دوزخ شعله بركشد .
- گويم : بار خدايا ، اين شريف مرتضى بود كه مرا از راه حق به در كرد .
- گويندم : دست شريفت را بگير و با او جانب سقر راه برگير .
- تفتى سوزان كه نه پوستى بر جا هلد و نه گوشتى بر استخوان بماند .
- خداوند بخشايشگر و آمرزگار است ، آن هنگام كه زبان به معذرت بگشايند .
- مگر آن كس كه حق وصى را نشناسد و مهر او را منكر آيد .
- با اين كردار بدت بايد گفت : از خدا بپرهيز و برحذر باش .
هامش
( 1 ) . قبور را خرپشته كردن . ر ك : لغت نامهء دهخدا ، ذيل واژهء « تسنيم » . ( و )