- گوييم : يزيد نه خود قاتل حسين است و نه فرمان قتل صادر كرد .
- اين جرم ، بر گردن شريف است كه ما را روانهء سقر كرد .
با استماع اين قطعه ، شريف تبسم كرد و جايزهء آنان را عطا نمود .
2 - شريف ، حسن بن زيد شهيد ، وزير خود را زندانى كرد و در نامهاى به شريف نوشت :
- شكوهء خود نزد خداى برم كه چهها ديدم ، هواخواه قومى گشتم كه از دست آنها بلا بينم .
- سوگند خوردم كه نيكان را آشكارا دشنام گويم و تا عمر دارم راه شيعيان نگيرم .
- با كف دستم پشت موزه را مسح كنم ، گرچه بر مردار سگ پا نهاده باشم .
3 - ابو الحسن جزار مصرى به شريف شهاب الدين كه در وعدهء خود تأخير كرده بود ، در يك شب عاشورايى چنين نوشت :
- شهاب الدين صاحب فضل و كرم ، آن سرور سروران و زادهء سروران را گوى :
- به خداى احد صمد سوگند كه اگر هم اينك عطاى موعود را نرساند ، فردا با دست پرخضاب و چشمى از سرمه سياه به مباركبادش درآيم .
- گناه اين جرم بر گردن شريف است كه از جفايش كارم به جنون كشيد .
- ناصبى گشتم ، شوكت خود شكستم و در ماه عزا از دشمنى با خصم دست شستم .
4 - قاضى جمال الدين ، على بن محمد عنسى ، به خدمت شريف دورانش نوشت :
- به خانهء حق سوگند خورم يا به خاندان حق ، آن سروران بشر .
- و به حشمت آن سرور كه بزرگان مضر به وجودش مفتخرند .
- اگر مطهر درمها باز پس ندهد ، بو حنيفه آن مفتى اعظم تابنده اختر را قلادهء طاعت بر گردن نهم .
- به فرمان او گوش سپارم ، گرچه گويد شراب احمر حلال است .
- راه مهر پويم با آنان كه سر دشمنى با مطهر دارند .
- يعنى زادگان « خاقان » ، آن سروران خجسته منظر .
- جامهء مديح و ثنا بر اندامشان دوزم و حلهء ستايش در برشان كنم .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤١٩