- خلوتى گزيده ، خيالات خامى در دماغ پروريده و به سرابى فريبنده اميد بسته است .
- افتخارات نوين ويژهء ماست و عظمت كهن ، برترين جايگاهش پايگاه ماست .
- از حرم امن الهى ، خانهء او كه مطاف جهانيان است .
- « حطيم » و « زمزم » كه يادگار جدّمان ابراهيم خليل است و « مقام » او كه قبلهء طوافكنندگان است .
- و هم « مشعر الحرام » ، با موقف « عرفات » ، و صحراى « منى » كه قربانگاه حاجيان است .
- جدم رسول به همراه دامادش ، بتهاى كعبه را شكست و خانهء خدا را از آلودگى بتها بپرداخت .
- آن دو خورشيد هدايت را به آسمان بشريت بركشيدند و حلال و حرام خدا را تبيين كردند .
- پدرم على ، به كورى چشم دشمنان با پرتوى درخشان و تاريخى درخشان ، چون بدر تابان جامهء سپيد بر چهرهء شب كشيد و بسان سپيده دم شعلهء خورشيد بر دل تاريكى زد .
- در جولانگاه نبرد ، كس به گرد او نرسد و از برابر خصم عقب ننشيند .
- كام مرگ را رستگارى شناسد و در پشت سرش هراسان باشند ، چونان كه در برابرش ترسان و لرزان .
- جان خود برخى رسول كرده بر فراش او خفت ، آن شب كه قريش قصد جان او كرد .
- در كارها جفت و همتاى او بود و در حوادث و بلايا پشت و پناه او .
- خدا را بر اين شيرمردى و جلادت كه غبار ميدان بر سر و دوش پهلوانان بيخت .
- بيشهء نيزار مأمن اوست و او شير شيران .
- آنكه را به خاك افكند ، از خون كفن باشد و از گل و لاى حنوط .
- غول مرگ سينه او را آبشخور كند و كاسهء سر را جام شراب .
- تلاش كردند كه پايگاهش دريابند ، اما خسته و كوفته در نيمه راه درماندند .
- و چون به مفاخرت برخيزند ، برگهاى زرين زندگىاش ، برندهء جام افتخار باشد .
- آنجا كه حق و باطل به هم درآميزد و مشتبه ماند ، انديشهء پاكش سياهى باطل از چهرهء حق بزدايد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 362
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٦٢