- چه شد كه خواب هم با اولين دانههاى اشك ، از گوشهء چشمانم فروريخت و دگر باز نيامد ؟ آرى ، اميدى نيست ، اشك ريخته به جاى خود بازنگردد .
- آهووشى كه با سوگند مؤكد پيمان وصلش گرفتم و آنگاه اسير دامش گشتم .
- اگر سوداى حرب در سر ندارد ، پس اين « حرب » سر خيل بنىاميه است كه راه خيانت را هموار كرده است .
- جمعى از زادگان « اميه » كه پا از دايرهء اسلام بيرون نهادند .
- آنچه را به ناحق گرد آورده بودند ، در راه نفاق ، انفاق كردند و كفر پنهان رواج گرفت .
- آرى ، شيوهء دنياى فريب اين است كه تنها از جفاى عشاق ناله سر مىدهد .
- پندارم كه اين روزگار فريبكار روزى با خاندان زهد كنار آيد ، چون مال و منال دنيا گريبانگير مردمان است .
- از اين است كه خاندان احمد و فرزندان على ، آوارهء هرشهر و ديارند .
- با آن دولت و مكنت ، در حجاز ، فقير درماندهاند ، در شام ، اسير دست بستهاند و در عراق به خاك و خون غلتانند .
- زمين پهناور از پناه دادن آنان دريغ دارد ، گويا درهاى آسمان هم باز نگردد .
- اى زادگان احمد ، اگر در ستايشتان سخن كوتاه كنم و يا در ثناگويى مبالغه ورزم ، هردو يكسان است .
- هيچگاه به مقام عظمت شما دست نيابم ، جز اينكه لطف شما دستگير من باشد .
- فرشتگان عالم بالا با ساكنان زمين به مقابله برخاستهاند .
- آنان فضل و كمال شما را مىستايند و اينان بر ستيز و عناد خود مىافزايند .
- حق شما را بردند و پندارند - خاك بر دهانشان - كه سزاوار آنند .
- دستبهدست پيمان خلافت بستند تا هماره بر ظلم و ستم بپايند .
- آنان شمشير كين به روى شما از نيام بركشيدند و ما ، به حمايت ، نوك قلم را بر صفحهء اوراق روان كرديم .
- گويى مىنگرم به روز رستاخيز كه آرزو كرده ، گويند : كاش در دنيا بودند تا راه توبه پيش گيرند ، آنگاه كه ساقى كوثرشان از كنار حوض براند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 300
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٠٠