- در چه گردابهاى مرگخيزى كه فرورفت و چه اركان دينى كه برافراخت ؟
- از اينرو ، پيامبرش از جهانيان به برادرى بركشيد ، وه چه بهرهء شايان و چه رستگارى !
- و روز غدير ، بر همگانش مير و سالار نمود و از آن پيش امامى بود مقتداى انام .
- در پيكار بدر سرهاى دليران را كند ، چونان كه شاهين تيزچنگال سر از تن جوجگان .
- صاحب افتخار روز خيبر و آن پرچمى كه مرد سياهچرده با رسوايى شكست بازآورد .
- فرمود : فردايش به مردى سپارم كه لبيكگويان حق و حرمت آن نگهدارد .
- فرمود : پرچم مرا برگير و مردانه راه خيبر پيش گير كه تا پرچم من در دست تست ، بيم هزيمتش نيست .
- امير المؤمنين دامن مردى به كمر زد و با پرچم رسول رهسپار گشت ، نصرت الهى پيشاپيش آن .
- در دژ را بركند و كنارى فكند و دشمنان را شربت مرگ چشانيد .
- مرحب خيبرى را كه قهرمان دليران بود ، به خون كشيد و دماغ يهوديان را به خاك ماليد .
- از او پرس كه در « سلع » « 1 » چه كرد و چه دمارى از روزگار « عمرو » برآورد ، آنگاه كه آتش جنگ شعلهور بود .
- و دلهاى دليران مىتپيد و زبانها از ترس در كام نمىجنبيد .
- در برابرش كسى قد مردانگى افراشت كه با شمشير تيز ، پردگيان او را در ماتم گذاشت .
- فرمود : اى على ! تويى كه پس از من با تأويل قرآن با سركشان پيكار خواهى كرد .
- از اينرو ، با ناكثين كه عهد او در جمل شكستند ، جنگيد . روز صفين از قاسطين دمار كشيد .
- و در روز نهروان خون مارقين بريخت ، و سرها از پيكرها جدا كرد .
( 12 ) باز هم غديريه در ثناى امير المؤمنين عليه السّلام :
هامش
( 1 ) . كوهى است در كنار مدينه كه خندق به آن منتهى مىشد و عمرو از آنجا به داخل صفوف مسلمانان تاخت . ( م )