نالايقان را با گرز آتشين برانند ؟
- همان دروازه كه داخل آن رحمت الهى است و بيرونش شكنجهء رسوا ؟
- نابخردانه ، راه رشد و صلاح را پس از پيامبرشان ترك گفتند و در گمراهى سرخورده تباه شدند .
- آن كه از افتخارات آزادگى دم زند ، كجا تواند با او برابر شود كه در كودكى بر جهانيان سرور گشت .
- به خدا سوگند ، وصى پيامبر ، در اثر خوارى از پاى ننشست ، آنها خوارتر از اين بودند .
- بلكه مىخواست حجت الهى بر آنان تمام شود و در دنيا و آخرت رسواى همگان باشند .
- روز غدير ، با او راه خيانت گرفتند و بيعت او را ضايع گذاشتند .
- اى فرمانده بهشت و دوزخ ! به عشقت سوگند ، سوگندى راست كه از دل مؤمن پاك خيزد .
- تويى « صراط مستقيم » بر گذرگاه دوزخ ، اى على ما را در پناه خود گير !
- به رستاخيز ، جام آب حيات ، خنك و گوارا در دست تست ، دوست را سيراب و دشمن را محروم سازى .
- كليد دوزخ و بهشت در دست تست ، اين يك در آتش سوزان و آن يك را در بوستان جاى دهى .
- من عشق ترا در دل كاشتم ، هركسى آن درود عاقبت كار كه كشت .
( 11 ) باز هم غديريهاى در ستايش امير المؤمنين عليه السّلام :
- على در بارگاه خداوندگارش گرانقدر و والاست ، گرچه ملامت سرگشتگان فراوان است .
- على دستاويز محكم الهى است كه هركس بدان چنگ زند ، از گسستن باك ندارد .
- چه شبهاى تار ، سرگرم راز و نياز ، و چه روزهاى گرم سوزان روزهدار ؟