- آن روز كه ميان ياران ، برادرى استوار نمود ، او را به برادرى خود سرافراز فرمود .
- آن روز كه مرغ بريان به انتظار بماند و پيامبر حق ، خدا را بازارى بخواند :
- پروردگارا ، برانگيز آن كه به درگاهت محبوبتر است تا در كنارم بر اين سفره نشيند .
- نيايش پيامبر به پايان نرسيد كه على آمد و بازگرديد .
- سه نوبت و آخر بار ، در را بكوفت و از جاى بركند .
- پيامبرش فرمود ، درآى كه دير آمدى اى بلند پيشانى !
- گفت : اينك سومين نوبت است كه آمدم و خادمت عذر آورد .
- باخشم به خادم نگريست : از چه برادرم را بازگرداندى ؟
- به كيفر اين كردار ، پيسى فاحشى بر صورت او نمودار گشت در ميان ابرو .
- حال ، از چه برگزيديد ، جز آن را كه خدايتان برگزيد و بپروريد .
- كجا با اين نصوص برابر آيد ، اجماع كينهوران جاهطلب ؟
( 9 ) قسمتى از قصيدهء ديگر او كه در ثناى حيدر عليه السّلام سروده است :
- سؤال كردى از حيدر و مرا مشكل افتاد ، پاسخ اين سؤال درحد من نيست .
- خدايش همنام خود على ناميد و از اينرو ، در مقام و رتبه ، سر به فلك ساييد .
- خدايش از جهانيان برگزيد و بر شاهراه حقيقت چون علم هدايت بركشيد .
- روز غدير ، براى او ، پيمان طاعت گرفت ، پيمانى استوار و محكم .
- و آن روز كه مصطفى در ميان اصحاب عقد برادرى بست ، وصى او برادر و همتا گشت .
- دامن حقيقت را از لوث ضلال و حيرت شست و از اينرو ، پاى بر فرق جوزا نهاد .
- فرشتگان آسمانش ، حيدر فاروق نام كردند ، به فرمان ذو الجلال .
- پيش از همگان ، رسالت احمد را از جان و دل تصديق نمود و از اينرو ، نامش صديق بود .
- اگر ديگران مدعى اين اسامى و القابند ، بايد كه گواه موثقى آرند .
به حديثى اشاره دارد كه در همين كتاب بدين مضمون گذشت كه على عليه السّلام صديق اين