( 2 ) ابن حماد غديريهء ديگرى در ثناى امير المؤمنين عليه السّلام سروده است ،
از آن جمله :
- به جان خودت سوگند ، اى جوانمرد غدير كه تويى آزادمرد ، سالار و سرور .
- تويى برادر مصطفى برترين خلايق و هم جان او در مباهلهء با خصم .
- تويى همريشهء با رسول و داماد پاكش ، پدر شبر و شبير .
- تو آن آزادمردى كه به دنيا ارج ننهادى ، آرى على در اين ويژگى يكتاست .
- چشمهاى جوشان از دل كوه سر برآورد ، بسان گردن شتر .
- بشارتدهنده باشتاب آمد و گفت : مژده باد اينك آب خروشان ! على فرمودش بشارت به وارثان .
- به خدا سوگند كه آن را وقف كردم ، در راه كردگار عزتمند بااقتدار .
- مىفرمود : اى دنياى پست ! ديگرى را بفريب كه من مفتون نخواهم گشت .
- با همسرش فاطمه در برابر آزارها صبورى گرفتند و به والاترين پاداش صابران رسيدند .
- ام ايمن گفت : نيمروزى هنگام استراحت ، به ديدار زهرا شدم .
- پيش رفتم ، شگفتا ! دستاس نالهكنان مىچرخيد و فاطمه ناپيدا بود .
- بر در حجره شدم ، با دلهره و اضطراب به در كوفتم و پاسخى نشنيدم .
- نزد مصطفى شرفياب گشتم و آنچه ديده و شنيده بودم ، بازگفتم .
- فرمود : سپاس پروردگار را كه اين نعمت گرانبار را به دخترم زهراى بردبار بخشيده است .
- خداى عطابخش او را خسته و كوفته يافت و سنگينى خواب را بر او غالب ساخت .
- و فرشتهاى را بر دستاس موكل فرمود تا گندمش را آرد نمود ، و من خرم و شادان بازگشتم .
- همو بود كه با فرمان حق عقد او با زهراى پاكطينت در آسمانها برگزار شد .
- كابين او خمس زمين مقرر گشت ، از منابع طبيعى و آنچه بر آن رويد و زايد .
- على است سالار مردان و زهرا ، سرور زنان و اين هم والاترين كابين .