- دو فرزندش شبير و شبر بر همهء خلايق فزون آمدند ، اين است لطف كردگار .
- دوستى آنان را ، پاداش مصطفى ساخت در برابر مزد رسالت و تبليغ احكام .
بيان و توضيح
در اين قصيده ، به پارهاى از مناقب امير المؤمنين عليه السّلام اشاره شده است ، از جمله :
حديث مؤاخات و برادرى كه در همين كتاب گذشت « 1 » ، و هم داستان مباهله كه على به منزلهء جان شريف رسول خدا نامبردار شده است . « 2 »
و از جمله حديث چشمهء ينبع است كه ابن سمان در كتاب الموافقة حديث را تخريج كرده و محب الدين طبرى در الرياض النضرة : 2 / 228 از او نقل كرده است .
عمر در دوران خلافت زمين ينبع را در اختيار على نهاد ، آنگاه على زمين ديگرى هم در كنار آن خريدارى نمود و در آن چشمهاى حفر كرد و در ضمن كندوكاو ، ناگهان آب جوشان و خروشانى به پهناى گردن شتر بيرون جست . على در كنارى خستگى مىگرفت ، كارگرش مژدگانى آورد ، فرمود : به وارثان مژده دهيد و آنگاه به عنوان صدقهء جاريه در راه خدا وقف كرد . « 3 »
ابن ابى الحديد مىنويسد : در خبر است كه مردى از راه رسيد و به دو گفت : مژده باد كه در زمين شما چشمهء خروشان سر برآورد ، فرمود : به وارث مژده بريد ، به وارث مژده بريد . بعد آن زمين را بر فقرا وقف فرمود و همان لحظه وقفنامه را نگاشت . « 4 »
حموى در معجم البلدان : 8 / 256 و سمهودى در وفاء الوفأ : 2 / 393 و نيز ديگران به صدقات جاريهء امير المؤمنين عليه السّلام در ينبع اشاره كردهاند .
و از جمله سخن آن سرور است كه فرمود : يا دنيا غرى غيرى ، و جمعى از حافظان حديث اسناد آن را در كتاب خود آوردهاند ، چنان كه در همين كتاب گذشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 112 - 125 .
( 2 ) . ر ك : آل عمران 3 / 61 .
( 3 ) . حديث با همين مضمون در كتاب الامام على - تأليف شيخ محمد رضا مصرى 17 ياد شده است .
( 4 ) . شرح نهج البلاغة : 2 / 260 .
( 5 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 7 / 114 .