- هرگز از حوادث روزگار نترسد ، اگر پاپيچ او گردد .
- كسى كه زمانه از او امان خواست و او امانش داد .
- چگونه نستايم كسى را كه هيچكس از خوان كرمش بىبهره نيست .
و از بهترين چكامههايش اين قصيدهء اوست كه باز هم زبان به ستايش گشوده :
- سخنش را شنيديم ، پوزشش را پذيرفتيم و گناه و لغزشش را بخشيديم .
- هرسخنى مخاطبى دارد ، ولى روى سخنم با تست ، درست بشنو اى همسايه .
- آن كه با او راه آمد و شد باز كردهاى ، هميشه و هرگاهش ببينى ، بند قبايش باز است .
- مىداند وجودش عذاب و شكنجه است كه براى ديدهء تماشاگران مهيا گشته .
- خداوند ، پردهء آزرمش را دريده و رواست كه شما پردههاى دگرش را بدرانيد .
- با نگاهش مرا جادو كرد و هرنمكين پسرى نرگس چشمش جادو است .
- آن كه جفا آورده و دورى گزيده ، چه مىشد كه با خشنودى راه آشتى مىگرفت .
- با دورى و جفا مرا شكنجه و آزار داده ، با وجود اين خواهان اويم .
- هميشه ، خدا نكند چنين دوستى را از دست بدهم كه جوار او را خواهانم و از جفايش بيزار .
در قسمت ثنا و ستايش گويد :
- براى عزيز مصر ، دشمنى باقى نگذارد ، جز آنكه آتش او را خاموش كرد .
- به خاطر اين بود كه سروسامانش بخشيد و براى خود برگزيد .
- منصب وزارت ، نه پايهء عظمتش را استوار كرد و نه بر مقدار و مقامش افزود .
- بلكه ، بنياد وزارت ويران و خراب بود ، و او جامهء عظمت و نشاط و خرمى بر آن پوشيد .
- هرروز با بخشش و نوالش بر سپاه مشكلات فائق مىآيد .
- دستى دارد كه از بخل و خست بيزار است و در ميدان بخشش و نوال كرار غير فرار .
- همين دست بخشنده و پرعطاست كه دشمنان عزيز را گريزاند و يارانش را فزون ساخت .
- از دست مردى لايق و فاضل ، اين چنين - در شبها و روزها - نفع و ضرر خيزد .
- به دو پناه بر كه در امان نماند ، جز آن كه به سايهء او رخت كشد و پناه آرد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 157
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٥٧