جمله چكامهاى در وصف طبرستان دارد كه ياقوت حموى آن را ايراد كرده است :
- آن هنگام كه باد از پى باد خيزد ، فاخته بر شاخساران به سرود آيد .
- چه غنچههاى شكفته را كه در فضا پران سازد و گلهاى خبازى را پرپر كند .
- درختان سيب كه ميوههاى گلگونش مانند عارض مه رخساران به روى عشاق خود خنده زند .
- اگر با تابش خورشيد رنگ بيشترى گيرد ، چون گونههاى سرخ يار ، تمامرخ و نيمرخ عيان گردد .
- مرغان سرودگر بر سر شاخ ، نغمهسرا گشته ، شور تازهاى در دل عشاق برانگيزند . « 1 »
و چكامهاى در ستايش اهل بيت دارد كه ابن شهر آشوب آن را در مناقب ثبت كرده است :
- دو مخالف بر رخسارت به هم پيچيده و آشتى كردند ، بعد از آنكه روزگاران سر اختلاف داشتند .
- اين يك با پرچم سپيد طالع شده و آن يك پرچم سياه به خود پيچيده و به ميدان تاخته است .
- در شگفتم از اين كه دو شعار مخالف به هم درآميخته است .
- اين شاهان بنى عباسند كه جامهء سياه را شعار خود ساخته مايهء شرافت دانستند .
- و آن ، سروران بنى زهرايند كه پرچم سفيد بر بالاى سرشان در اهتزاز است .
- اما حادثهاى كه در شرف وقوع است .
- چندى با رونق جوانى دمساز شد كه دوامى نداشت و چندى با پيرى كه دورهء خردمندى است .
- جز اين است كه پيرى بعد از جوانى چون صبح سفيدى است كه پرده از رخسار سياهى كشد ؟
- و يا غير از اين است كه با گذشت جوانى و آمدن پيرى كدورتها و تاريكيها به صفا و روشنى تبديل شود ؟
- اگر براى حقانيت فرزندان زهرا جز اين گواه ديگرى نبود ، كفايت مىكرد .
هامش
( 1 ) . معجم البلدان : 6 / 18 .