- و پناه ما در حوادث زمانه « رسى » است و در روز سختىام به ساحت او گريزان .
- سرورى كه سر رفعت به آسمان سوده ، گواه عزت و شرفش نجابت پدران .
- بارگاه شرفش در آسمانها باشد ، فوق كهكشان .
- از شرافت براى او همين بس كه از نسل مصطفى است و زادهء على ، شاه مردان .
- مرتبهاى كه در عزت سر به فلك كشيده ما فوق رتبت دگران .
- افتخارى كه هيچكس منكر نيست از عجمان و تازيان .
- اين شماييد كه در شأنشان نازل شده اخبار آسمان .
- هرآن منقبتى كه در جهانيان يافت شود ، انتسابش به شما خاندان است .
- در ميدان نبرد ، با زور بازوى شما جلوه فروشد ، شمشير بران .
- و در مكتب معارف ، بيان شيواى شماست پردهگشاى راز عرفان .
- و در روز جنگ كه نيزهها درهم پيچد ، شماييد بر طرف كنندهء احزان .
و در قصيدهء ديگرى گويد ، با اين آغاز :
- اندوه عشق را آشكار كرد ، زانكه كامش برنيامد .
- شيدايى كه درد عشقش به زانو درآورده برايش اميد شفا نباشد .
- چنان نحيف و لاغر گشته كه گويا به چشم نيايد .
- اگر لاغرى كسى را از ديده ناپديد مىكرد ، هم او بود .
و در همين قصيده مىسرايد :
- وه كه چه سرورى است « رسى » كه همگان به سرورى او خشنودند .
- خداوند دشمنانش را در حوادث زمانه برخى او سازد .
- به خدا سوگند ، هركه در بارگاهش جا سازد ، به دولت و ثروت دست يابد .
- كيست كه در مقامات عاليه همرتبه و همتاى او باشد .
- بالاتر از آن است كه در سرورى و عظمت به پايهء او رسند .
- شاهى كه تا بوده ، با قدرت و صولت از حريم خود دفاع كرده است .
- درياى جود و كرمى كه ساحلش ناپيداست .
- هركه از جهانيان اميدش به ابراهيم باشد نااميد نيست .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٥٦