ثعالبى به شرح حال او پرداخته و چهارصد و نود و چهار بيت از سرودههاى او را ياد كرده و در ثنايش گفته است :
يگانهء دوران بود و چكيدهء احسان و از آن چكامهسرايان كه با طبعى روان در ميدان جد و هزل ، گوى فضل درربود . مديحهسرايى بود بنام ، و فاضلى نيكانجام ، و در شام همانند ابن الحجاج در عراق . « 1 »
شايد تشبيهكردن شاعر به ابن الحجاج ، از نظر مذهب تشيع او باشد ، چه شيعهگرى ظاهرترين و مشهورترين خصال ابن الحجاج است و هركه او را شناسد ، با محبت وى به ولايت اهل بيت وحى كه سلام خداى بر آنان باد ، آشناست ، خصوصا ترشرويى و خشونت او با دشمنان حق و بدگويى و تندزبانى با آنان .
از اينرو ، اساس تشبيه كه بر اخص و اشهر اوصاف مشبه به ، پايهگذارى مىشود ، اقتضا دارد كه شاعر ما ابو رقعمق نيز در تشيع همانند ابن الحجاج و يا نزديك به دو باشد .
علاوه بر اينكه صاحب نسمة السحر فيمن تشيع و شعر او را در شمار شيعيان شعرپيشه ياد كرده و فصلى مشبع و طولانى در شرح حال او آورده است .
البته ، ابو رقعمق در شعرسرايى بر شيوهء ابن حجاج مىرفته ، يعنى هميشه سخن جدى را با شوخى و هزل درمىآميخته و خلبازى و لودگى بر اشعارش غلبه داشته است و جدا بعيد نيست كه ثعالبى همين نكته را منظور نظر داشته است .
بارى ، از سرودههاى او ، قصيدهاى است در ثناى يكى از ممدوحان خود از سادات علوى « 2 » كه ذيلا ملاحظه مىشود :
- و شگفت است ! با اينكه حسين دستى دارد به جود و بخشش گشاده و ريزان .
- نوشابهام در خدمت او ناگوار است و بهارم خشك و بىباران .
- بارگاهى دارد كه بدان پناه برند و ساحتى سبزه و آبادان .
- هرگاه ابر آسمان از بارش دريغ كند ، بارانى است پرفايده و شايگان .
هامش
( 1 ) . يتيمة الدهر : 1 / 269 - 296 .
( 2 ) . وى نقيب سادات در مصر ، ابو اسماعيل ابراهيم بن احمد بن محمد بن ابراهيم بن اسماعيل بن ترجمان الدين ابو محمد قاسم بن ابراهيم بن اسماعيل بن ابراهيم بن حسن مثنى ( م 365 ) است ، منسوب به ر س . ر ك : تاج العروس : 4 / 161 .