را از چه ناحيهاى توصيف و تعريف كند . آيا از سخنرانىاش گفتگو كند ؟ يا از سپهسالارىاش سخن گويد ؟ آيا او در مقام مصاحبت برازندهتر است يا در صفآرايى دليرتر ؟ و آيا او در تنظيم قافيهء الفاظ با انضباطتر است يا در فرماندهى لشكر قوىتر ؟
خلاصه اين مرد در هردو جبهه برازنده است و در هردو مقام پيشرو ديگران ؛ هيبت پادشاهان و محضر شيرين اديبان را با هم جمع كرده ، شكوه فرماندهى را با لطف و ظرافت شعر بههم درآميخته و شمشير و قلم را يك جا فراهم آورده است .
او وقتى به زبان سخن مىگويد ، چون هنگامى است كه با استوارى گام برمىدارد ، نه جنگى او را به هراس افكند و نه در شعر گفتن ناتوان است و نه بيمى از كس او را مغلوب سازد و نه لطافت بيانى او را پشت سر گذارد . ازاينرو ، پيشرو شعراى معاصرش بود ، چنان كه پيشرو فرماندهان روزگارش .
پارهاى از اشعارش ، چنان كه در دائرة المعارف اسلامى آمده ، به زبان آلمانى ترجمه شده است . ثعالبى گويد : او يگانهء روزگارش و خورشيد زمانش از نظر ادب ، فضيلت ، جوانمردى ، بزرگوارى ، عظمت ، سخندانى ، برازندگى ، دليرى و شجاعت بود . شعرش زبانزد خاص و عام است و در آن زيبايى و ظرافت ، روانى و فصاحت و شيرينى و متانت بههم درآميخته است . در اشعار او طبع شاداب و بلندى مقام و عزت پادشاهى نهفته و اين خصال در هيچ شاعرى جز در عبد اللّه بن معتز و ابو فراس جمع نشده است و سخنشناسان و نقالان كلام ، ابو فراس را برتر از ابن معتز خواندهاند . « 1 »
صاحب بن عباد مىگفت : شعر از پادشاهى آغاز ، و به پادشاهى ديگر پايان پذيرفت ، يعنى امرؤ القيس و ابو فراس ، و متنبى به تقدم و برازندگى او گواهى مىداد و از او حمايت مىكرد و مايل نبود در مسابقهء با او شركت كند و در مقابلهء با او شعر سرايد و اينكه او را مدح نگفته و افراد پايينتر از او ، از آل حمدان را ستوده است ، نه از روى غفلت يا اخلال در كار او بود ، بلكه براى هيبت و عظمت او بوده است . سيف الدوله از محسنات ابو فراس بسيار خوشش مىآمد و او را با احترام و تجليل از ديگران مشخص
هامش
( 1 ) . يتيمة الدهر : 1 / 27 .