حضور يافتند ؟
- مقصود خداى ، از گفتار الصادقون و القانتون ، چه كسى جز اوست ؟
- چه كسى را جبرئيل از طرف خداوند بزرگ ، به تحيت و درود گرامى داشت ؟
- آيا گمان كرديد كه فرزندانش را بكشيد ، و روز قيامت در زير پرچم او باشيد ؟
- يا از دست او از حوض كوثر آب بنوشيد ، و حال آنكه حسين را به خونش آب داديد ؟
- خوشا به حال كسى كه روز تشنگىاش ، او را ملاقات كند و در زندگى كارى كرده باشد ، كه او سيرابش نمايد .
- پيش از من گويندهاى در شعر گفته بود : واى به كسى كه شفيعانش فرداى محشر دشمنانش باشند !
- آيا روز واقعهء كساء را فراموش كرديد و ندانستيد او يكى از اصحاب كساء است ؟
- بار پروردگارا من به هدايت آنان راه يافتهام و در روز هدايت به راه ديگران نروم .
- من هميشه دوستدار كسى هستم كه پيامبر و آلش او را دوستدارند و هركه را آنان بد شمرند ، بد مىدانم .
- و سخنى گويم كه نشان بصيرت كسى است كه آن را بايد بگويد يا روايت كند .
- سخن من ، شعرى است كه شنوندگان در طول روزگار ، پيوسته از آن هدايت يابند .
- اين سخن ، راويان را به حفظش ترغيب كند ، و حسن روايتش ، معنى آن را جالب جلوه دهد .
شاعر را بشناسيم
ابو فراس حارث ، پسر ابو العلا سعيد ، پسر حمدان ، پسر حمدون ، پسر حارث ، پسر لقمان ، پسر راشد ، پسر مثنى ، پسر رافع ، پسر حارث ، پسر عطيف ، پسر محربه ، پسر حارثه ، پسر مالك ، پسر عبيد ، پسر عدى ، پسر اسامه ، پسر مالك ، پسر بكر ، پسر حبيب ، پسر عمرو ، پسر غنم ، پسر تغلب الحمدانى تغلبى .
سخن دربارهء ابو فراس و امثال او مضطرب و پريشان است ، زيرا نويسنده نمىداند او