- آنها رفتند و شكيب و بردبارى هم از كف رفت ، آنگاه اشكها از ديدگان روان گرديد .
باز به او اشاره كرده ، گويد : در تفسير كلمهء « عينان » از ابن حبيب روايت شده كه گفت : عان الماء يعين عينا و عينانا اذا ساح .
« عان » فعل ماضى است ، « يعين » فعل مضارع آن مىشود و « عين » و « عينان » مصدر و به معنى روان گرديدن است .
اين سه نفر كه نام برديم ، از اساتيد ابن رومى هستند . در مآخذى كه ما مراجعه كردهايم ، استادى غير از اين سه كس براى او نمىشناسيم . با اين حال ، ما را اين مقدار بس است كه بدانيم او به هركيفيتى كه آموزش گرفته ، و معلّمش هركس بوده با بهرهء كافى از دانش زمانش بزرگ شده و از علوم قديم و جديد ، سهم بسزايى در شعرش آورده است . اگر معرّى نگفته بود : او در انديشههاى فلسفى به سر مىبرد ، و اگر مسعودى نمىگفت : شعر براى ابن رومى ، كمترين وسيلهء معرّفى اوست ، ما خود از شواهد پراكندهء سخنانش مىتوانستيم اين معنى را استنباط كنيم . سخنان ابن رومى فراوان و مكرر در اختيار است . هركاوشگرى كه به برخى از آنها دست يابد ، يقين مىكند كه گويندهاش بر فلسفه آگاهى داشته ، و با اهل آن به مصاحبت مىپرداخته و به كار آن سرگرم بوده است ، به طورى كه در روش و انديشهء او اثر گذاشته است . بيش از اين هم از يك دانشجوى فلسفهء آن روزگاران براى آموزش آن يا براى اينكه از دانشجويان آن رشته محسوب شود ، نبايد انتظار داشت . شما نمىتوانيد از كسى كه در فلسفه كار نكرده باشد يا ناآشناى به فلسفه و قياس منطقى و علم نجوم باشد ، چنين كلامى بشنويد :
- براى اعلام دگرگونيهاى دنياست كه طفل هنگام تولّد گريه مىكند .
- و گرنه باعث گريهء او چيست در حالى كه دنيايش گستردهتر و زندگانىاش مرفّهتر شده است ؟
در اينجا شواهد فراوانى بر توجّه و آشنايى او به علوم و اصطلاحات علمى آورده است كه براى رعايت اختصار از پرداختن به آنها صرفنظر مىكنيم .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٧