تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
- شما ، اولاد عباس آمده‌ايد و ارث پيامبر را مىخواهيد و چه دور است كسى كه به وسيلهء حاجب حاجب ، ممنوع شده باشد . - گفتيد : به خونخواهى قيام كرده‌ايم و شعارمان خونخواهى زيد ( بن على بن الحسين ) ، آن مرد نيك‌سيرت هنگام جنگ است . - چرا به ابراهيم شعار نمىدهيد تا كسى به شمار نگرود و از دعوى خود نااميد گرديد . اين اشعار را عماد الدين طبرى در جلد دهم كتابش بشارة المصطفى لشيعة المرتضى نقل كرده و گفته است : حسين بن ابى القاسم تميمى روايت كرده ، گويد : ابو سعيد سجستانى خبر داد و گفت : قاضى بن قاضى ابو القاسم على بن محسن بن على تنوخى در بغداد به ما خبر داد و گفت : پدرم ، ابو على محسن ، براى من انشاد كرد و گفت : پدرم ابو القاسم على بن محمد بن ابن ابى فهم تنوخى ، اين قصيدهء خود را براى من انشاد كرده است : - چه كسى بود كه از خيانت دشمنان ناصبىاش روز غدير ، محمد بر او مىترسيد و مىگفت : - آيا من بر شما از خودتان سزاتر نيستم ؟ آنها با حال ترديد و نيرنگ گفتند : بلى . - به آنها گفت : كسى از شما كه من مولاى اويم ، اين برادر و مصاحبم در ميان شما مولايش خواهد بود . - از او اطاعت كنيد كه منزلتش نزد من مانند مقام هارون در نزد موساى كليم ، آن مخاطب خداست . - به او بگوييد : اگر تو از آل هاشم هستى ، اين‌طور نيست كه هرستاره‌اى درخشندگىاش خيره‌كننده باشد . بهاء الدين محمد بن حسن ، متذكر شده است كه اين قصيده در ردّ عبد اللّه بن معتز سروده شده ، آنگاه پانزده بيت آن را ذكر كرده است ، از جمله : - چه بسيار كسانى مانند زيد را كه شما بىدليل و با گمانهاى دروغ ، از دم شمشيرتان گذرانديد . - آيا منصور دوانيقى ماه‌هاى هدايت را كه روشنىبخش تاريكيهاى جهالتند ، از مدينه تبعيد نكرد ؟