گرديد .
- ما در دوران خود با ملتهايى نشستوبرخاست داشتيم و قبل از آنان هم مردمى را از دست داديم .
- ضعفى در خود احساس نكرديم و زمين زير پايمان فرونرفت و خون از آسمان نباريد .
- در راه خدا هرچه از دست رود ، عوضى دارد و هركس به خدا تمسك جويد ، از روزگار نترسد .
- آزادهاى كه ما به او گمان خوب برده بوديم ، نه گمان ما را تحقق بخشيد و نه رعايت عهد وفا را كرد .
- پس چه شد ؟ نه هركس به دو اعتماد كنند ، رعايت وفا و جوانمردى را خواهد كرد .
- من اشتباه كردم و مردم نيز اشتباه مىكنند و آيا شما خلقى را كه از اشتباه در امان باشند ، مىشناسيد ؟
- كيست كه به درستى معروف شده باشد و آنگاه به گناه و لغزش او را نشناسند ؟
- دستم بشكند كه به خاطر عطاى اندك نشستم و قلم به دست گرفتم و شكايت نوشتم .
- كاش قبل از آنكه بگويم ، گنگ شده بودم و زبانم كار نمىكرد و دهانم را نمىگشودم .
- عجب لغزشى است كه گناهش بخشودنى نيست و درد و رنجش را بر دل و ضمير به جاى گذارد .
- كسى كه رفيقش در اهانتى كه به او شده ، مراعات حالش را كند و او باز تكرار آن گناه كند ، به خود ستم كرده است .
و نيز اين اشعار از اوست :
- دوستى نمكين چهره و بسيار زرنگ داريم كه در دوستىاش سودى و خيرى عايد نمىشود .
- من او را به آتش تابستان تشبيه مىكنم كه سودى نمىبخشد و در مقابل ، خواب و حركت را از ما مىگيرد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 507
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٠٧