تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
گرديد . - ما در دوران خود با ملت‌هايى نشست‌وبرخاست داشتيم و قبل از آنان هم مردمى را از دست داديم . - ضعفى در خود احساس نكرديم و زمين زير پايمان فرونرفت و خون از آسمان نباريد . - در راه خدا هرچه از دست رود ، عوضى دارد و هركس به خدا تمسك جويد ، از روزگار نترسد . - آزاده‌اى كه ما به او گمان خوب برده بوديم ، نه گمان ما را تحقق بخشيد و نه رعايت عهد وفا را كرد . - پس چه شد ؟ نه هركس به دو اعتماد كنند ، رعايت وفا و جوانمردى را خواهد كرد . - من اشتباه كردم و مردم نيز اشتباه مىكنند و آيا شما خلقى را كه از اشتباه در امان باشند ، مىشناسيد ؟ - كيست كه به درستى معروف شده باشد و آنگاه به گناه و لغزش او را نشناسند ؟ - دستم بشكند كه به خاطر عطاى اندك نشستم و قلم به دست گرفتم و شكايت نوشتم . - كاش قبل از آنكه بگويم ، گنگ شده بودم و زبانم كار نمىكرد و دهانم را نمىگشودم . - عجب لغزشى است كه گناهش بخشودنى نيست و درد و رنجش را بر دل و ضمير به جاى گذارد . - كسى كه رفيقش در اهانتى كه به او شده ، مراعات حالش را كند و او باز تكرار آن گناه كند ، به خود ستم كرده است . و نيز اين اشعار از اوست : - دوستى نمكين چهره و بسيار زرنگ داريم كه در دوستىاش سودى و خيرى عايد نمىشود . - من او را به آتش تابستان تشبيه مىكنم كه سودى نمىبخشد و در مقابل ، خواب و حركت را از ما مىگيرد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 507 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى