تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
- از تو هديه‌اى برتر از نيكويى براى ما آوردند . - طبقى كه در آن مقدارى ترنج و نارنج بود . وطواط در كتاب خود شعر او را كه در مقام طلب حاجتش سروده ، نقل كرده است : - اى بزرگمرد ! تا وقتى كه پرندگان جنگلى آواز مىخوانند ، تو پيوسته در افسوس زندگى كن . - مرا وعده‌اى از شماست كه منكر آن نتوانيد شد ، وعدهء مرا مانند وعدهء آزاده‌اى برآور . - تو رسم جود و سخاوت را با بخششهاى خود در وقتى كه آثارى از حيات وجود نداشت ، زنده كردى . - و هروقت زمانه چيره شد و كسى را از پاى درآورد ، كسانى چون من بايد به كسانى چون تو تكيه كنند . « 1 » نويرى اين شعر را از او دانسته است : - آهو چهره‌اى كه ناگاه دو طرف پيشانىاش را مانند عقرب نشان مىدهد ، ولى نازيبايى آن را ندارد . - سيب گونه‌هايش را خرمى چنان است كه گويا از اشك چشم من آبيارى شده است . « 2 » مفجع در بصره زاده شد و در همانجا به سال 327 بر طبق آنچه در معجم الادباء به نقل از تاريخ معاصرش ابو محمد عبد اللّه بن بشران آمده ، وفات يافت ، آنجا كه ابن بشران گويد : وفاتش قبل از وفات پدرم ابو محمد عبد اللّه بن بشران در روز شنبه دهم شعبان سال سيصد و بيست و هفت ، اتفاق افتاد . مرزبانى گويد : قبل از سال 330 در گذشته ، و صفدى در الوافى بالوفيات تاريخ وفاتش را 320 آورده است . همچنين قاضى در المجالس و سيوطى در البغية و ديگران از آنان پيروى كرده‌اند ، و تاريخ برگزيدهء ما در مورد سال وفات او ، همان است كه حموى از تاريخ ابو محمد بن بشران آورده است . شرح‌حال مفجع را در كتب زير مىتوان يافت :
هامش
( 1 ) . غرر الخصايص ، وطواط 270 . ( 2 ) . نهاية الارب 77 .