- شهامتش شيرهاى خشمگين را از بيشه مىراند و بخشش او درياى خروشان را در خود فرومىبرد .
- در بلندترين پايگاه آل هاشم خانهاى دارد كه استوانههايش تا فرقد ( ستارهء نزديك قطب شمال ) بالا رفته است .
- او آزادمردى است كه صبح و شام طالبان را به انعام و كرمش ، پيوسته مىنوازد .
- وقتى اموالش به گاه عطا كاستى گيرد ، از سهم فردا استفاده مىكند .
- در پرتو راه و رسم او مكارم اخلاق پديد شود و دست بخشندهء او ، سرمشق ابرها باشد .
- فاصلهء ميان من و ثروتمند شدن در اثر عطاياى او درست مانند فاصلهء بين من و فضاى بيرون خانه است .
ياقوت در معجم الادباء از تاريخ ابو محمد عبد اللّه بن بشران نقل كرده كه او گويد :
روزى مفجع بر قاضى ابو القاسم على بن محمد تنوخى وارد شد و ديد كه او كتاب معانى الشعر را بر عيسى فرومىخواند ، پس اين شعر را خواند :
- مردك بدخوى را چنان خودپسندى گرفت كه سرزمينى پست بخواهد بر كوه ابو قبيس مشرف گردد .
- و يا برگ ترهاى بخواهد در بلندى ، به شاخههاى درخت انگور برسد و يا ماده بزى بخواهد بز نر را از پاى درآورد .
- و يا روم ، بر عرب سمت پدرى ادعا كند و مردم همچون شيرينك بههم ممزوج شوند .
- درست همان وقتى كه قاضى ( ابو القاسم على بن محمد تنوخى ) پولدار ، معانى الشعر را بر عبيسى ، فروخواند .
او اشعار را سوى تنوخى افكند و رفت و گويند : او ابو القاسم تنوخى را مدح گفت و از او جفا ديد ، آنگاه به او چنين نوشت :
- اگر مردم ، همه روى برگردانند و از من جلوگيرى كنند ، چيزى از رزق مقسوم را نخواهند كاست .
- در آغاز دوستى بود و سپس زوال يافت و از بين رفت و پيمانى بود و آنگاه شكسته
الغدير ( فارسى ) — صفحة 506
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٠٦