تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
- شهامتش شيرهاى خشمگين را از بيشه مىراند و بخشش او درياى خروشان را در خود فرومىبرد . - در بلندترين پايگاه آل هاشم خانه‌اى دارد كه استوانه‌هايش تا فرقد ( ستارهء نزديك قطب شمال ) بالا رفته است . - او آزادمردى است كه صبح و شام طالبان را به انعام و كرمش ، پيوسته مىنوازد . - وقتى اموالش به گاه عطا كاستى گيرد ، از سهم فردا استفاده مىكند . - در پرتو راه و رسم او مكارم اخلاق پديد شود و دست بخشندهء او ، سرمشق ابرها باشد . - فاصلهء ميان من و ثروتمند شدن در اثر عطاياى او درست مانند فاصلهء بين من و فضاى بيرون خانه است . ياقوت در معجم الادباء از تاريخ ابو محمد عبد اللّه بن بشران نقل كرده كه او گويد : روزى مفجع بر قاضى ابو القاسم على بن محمد تنوخى وارد شد و ديد كه او كتاب معانى الشعر را بر عيسى فرومىخواند ، پس اين شعر را خواند : - مردك بدخوى را چنان خودپسندى گرفت كه سرزمينى پست بخواهد بر كوه ابو قبيس مشرف گردد . - و يا برگ تره‌اى بخواهد در بلندى ، به شاخه‌هاى درخت انگور برسد و يا ماده بزى بخواهد بز نر را از پاى درآورد . - و يا روم ، بر عرب سمت پدرى ادعا كند و مردم همچون شيرينك به‌هم ممزوج شوند . - درست همان وقتى كه قاضى ( ابو القاسم على بن محمد تنوخى ) پولدار ، معانى الشعر را بر عبيسى ، فروخواند . او اشعار را سوى تنوخى افكند و رفت و گويند : او ابو القاسم تنوخى را مدح گفت و از او جفا ديد ، آنگاه به او چنين نوشت : - اگر مردم ، همه روى برگردانند و از من جلوگيرى كنند ، چيزى از رزق مقسوم را نخواهند كاست . - در آغاز دوستى بود و سپس زوال يافت و از بين رفت و پيمانى بود و آنگاه شكسته