- آن بزرگمردى كه بزرگان را رهين احسان خود ساخته ، در كارهايش پىدرپى نيكى قرار دارد .
- نعمتها و الطافش پيوسته شامل حال من گشته و مرا از او بخششهايى پس از بخششهاى ديگر رسيده است .
- همان نعمتهايى كه زمانه پس از چند صباحى كه به من ارزانى داشت ، از من بازگرفت و چه نعمتهاى بزرگى بوده است .
و در توصيف قصيدهء خود گويد :
ميزانها عند الخليل معدل * متفاعل متفاعل فعلات
ثعالبى در كتاب خود بخشى از شعر او را آورده است :
- در حالى كه از خواب غفلت بيدار شدهام ، با زبانى نيشدار مانند نيش گرماى شديد ، خود را ملامت كرده ، مىگويم : مرا با خيالات بىحاصلم در شبهاى رؤيايى آرزوها رها كنيد و با ملامت و شكنجه بيدارم نكنيد .
- به من مىگويند بيدار شو كه جوانىات به در شد ، به آنها مىگويم لذت خواب ، دمادم فجر است . « 1 »
همچنين شب خوشى را در شعر او ياد كرده ، آنجا كه گويد :
- شبى كه صبحش مرا به وجود آورد ، پندارى من آن شب را در عروسى زنگيان گذرانيدهام . « 2 »
- گويا در آن شب برجآسمانى جوزا بالوپر در تاريكى گسترده و چونان طبلزنى ، سنج مىزند .
- گويا در توصيف آن شب چنين نوشته شده : ايستادهاى كه سر خود را از كرشمه و ناز به زير افكنده است . « 3 »
هامش
( 1 ) . ثمار القلوب 518 .
( 2 ) . به زنگيان مثل مىزنند ، زيرا بين ساير ملل زنگيان به سازوآواز و مطربى امتياز دارند و در اين قسمت ، تمثيل به آنها شايع است .
( 3 ) . ثمار القلوب 435 .