تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
را در زمان حيات و بعد از مرگ من دشمن دارد . « 1 » دريغا ! چگونه اين مرد ندانست كه نسبت دشمنى بزرگ‌ترين مرد و زن عترت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را به زنان او دادن ، هرگاه به دادگاه عدالت اسلامى عرضه شود ، بىدرنگ مطرود و محكوم است ؛ بويژه اگر قياس شود با سخن پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دربارهء عترت كه فرمود : هيچ‌كس آنان را دوست ندارد ، مگر آن‌كه پدرانش خوشبخت بوده باشند و زادگاهش پاك باشد و هيچ‌كس آنان را دشمن نمىدارد ، مگر آن‌كه پدرانش بدبخت بوده باشند و زادگاهش ناپاك باشد ، يا آنچه از طريق محدّثان مورد وثوق رسيده است كه : هيچ‌كس على عليه السّلام را دشمن نمىدارد ، مگر آنكه نطفه‌اى ناپاك و طينتى شيطانى داشته باشد « 2 » و يا آنچه حافظ جزرى از عبادة بن صامت در حديث آورده كه گفت : ما فرزندانمان را به دوستى على بن ابى طالب آزمايش مىكرديم ، اگر مىديديم يكى از آنها على بن ابى طالب را دوست نمىدارد ، مىدانستيم او از ما نيست و نطفه‌اش ناپاك است . « 3 » آنگاه حافظ جزرى گويد : اين مطلب از قديم الايام تا امروز مشهور است كه « تنها زنازاده مىتواند دشمن على باشد » . « 4 » اين بود پاره‌اى از مجعولات كتاب زندگانى محمد . البته ، چه بسا نظاير اين سخنان بىاساس را در تحريف قرآن بتوان يافت ، چنان كه نسبتهايى نيز به شيعه بسته‌اند كه شيعه از آنها مبرّاست . جاى شگفتى است كه عادل زعيتر به گمان خود با يك جمله مىخواهد خود را در نشر اين اباطيل گمراه‌كنندهء جامعهء اسلامى معذور دارد و آن جمله اين است كه : دوست مىداشتم در پاورقى به مطالب كتاب حاشيه بزنم ، ولى اين كار مرا از دايرهء ترجمه بيرون مىبرد . بىترديد اين عذر پذيرفته نيست . آيا از عدالت است كه جامعهء متدين را با اين سموم كشنده به نابودى كشيم و با اين گزافه‌گوييها عذر بدتر از گناه آوريم ؟ آيا تا اين حد نادانى در سرشت انسان نهفته شده است ؟ هرآينه براى كسانى كه
هامش
( 1 ) . الرياض النضرة : 3 / 215 ؛ الفصول المهمة 124 ؛ مجمع الزوائد : 9 / 132 ؛ كنز العمال : 6 / 400 ؛ نزهة المجالس 2 / 207 . ( 2 ) . الرياض النضرة : 2 / 189 . ( 3 ) . تاريخ بغداد : 3 / 289 . ( 4 ) . اسنى المطالب 8 .