عايشه و ام سلمه با آنها سخن مىگويد و با نقل داستانى مجعول به تفصيل پرداخته از تشكيل دو حزب دموكرات و اريستوكرات دم مىزند ، آنگاه با سخنان خود متعرض ناموس پيغمبر شده به شخصيت همسرانش كه هركدام ام المؤمنين به حساب مىآيند ، اهانت مىكند و آل اللّه را جلف و سبكسر جلوه مىدهد .
كاش مىدانستم چگونه مترجم به خود اجازه داده است عايشه را دشمن فاطمه بخواند ؟ با اينكه عايشه خود گويد : من هيچكس را نديدم برتر از فاطمه باشد ، مگر پدرش . « 1 »
عايشه كسى است كه سر فاطمه عليها السّلام را مىبوسيد و مىگفت : كاش من يكى از موهاى سرت بودم . « 2 »
چگونه اهل سنت به انتشار اين مطالب كوبنده رضا مىدهند ، در حالى كه قرآن مودت و محبت عترت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را واجب دانسته است « 3 » و در ميان مسلمانان جاى ترديد نيست كه نشانهء ايمان و نفاق در قانون پيامبر محبوب صلّى اللّه عليه و آله ، دوستى على عليه السّلام و دشمنى اوست كه حديثش را ذكر خواهيم كرد . از اين گذشته ، سخن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دربارهء على عليه السّلام كه در حديث غدير گذشت ، نيز مورد اتفاق امّت اسلامى است ، آنجا كه فرمود : پروردگارا دوست بگير هركس على را دوست بگيرد و دشمن بدار هركس على را دشمن دارد .
در حديث صحيح از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله چنين رسيده است :
كسى كه على را دوست دارد ، مرا دوست داشته و كسى كه على را دشمن دارد ، مرا دشمن داشته است و كسى كه على را آزار دهد ، مرا آزرده و كسى كه مرا بيازارد ، خدا را آزرده است . « 4 »
پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز به نقل از جبرئيل امين فرمايد : خوشبخت واقعى كسى است كه على را در زندگى من و بعد از مرگ من دوست دارد و بدبخت واقعى كسى است كه على
هامش
( 1 ) . الشرف المؤبد 58 ؛ شرح المواهب : 3 / 202 - به نقل از طبرانى در الاوسط با سند صحيح .
( 2 ) . نزهة المجالس : 2 / 227 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 306 - 311 .
( 4 ) . الاستيعاب 2 / 461 ؛ ذخائر العقبى 65 ؛ الاصابة : 3 / 103 ؛ نزهة المجالس : 2 / 207 .