تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
من ديگر مجال آن را ندارم تا سخن آن مردك را دربارهء دو داماد اموى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تحليل كنم . همين‌قدر ، براى نشان دادن ميزان سازگارى عثمان كريم النفس ، حديث انس از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را هنگام دفن دختر عزيزش كافى مىدانم . وى گويد : هنگامى كه پيغمبر بر سر قبر نشست و از چشمانش سرشك همى باريد ، فرمود : كداميك از شما ديشب با همسر خود درنياويخته است ؟ ابو طلحه گفت : من يا رسول اللّه ؛ پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را دستور فرمود تا در قبر داخل گردد . ابن بطّال گويد : پيامبر نمىخواست اجازه دهد عثمان داخل قبر شود با اينكه او براى اين كار از هرفرد ديگرى شايسته‌تر به نظر مىرسيد ، اما به دليل اينكه او شوهرش بود و همسرى را از دست داده بود كه هيچ‌چيز با آن برابرى نمىكرد ؛ ازاين‌رو ، وقتى پيغمبر فرمود : كداميك از شما ديشب با همسر خود درنياويخته است ؟ عثمان ساكت ماند و پاسخى نداد ، زيرا در همان شبى كه يكى از همسرانش درگذشته بود ، اندوه مصيبت و گسيختگى پيوندش با پيغمبر ، او را از سرگرميهاى جنسىاش باز نداشته بود ؛ در نتيجه ، او كه از ابو طلحه يا هركس ديگر به اين كار شايسته‌تر بود ، از حق خود محروم ماند . اين مفهوم آشكار حديث است و شايد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اين مطلب را به وسيلهء وحى دريافته بود كه ايرادى به او نگرفت ، زيرا عملش شرعا مجاز بود ، ولى نشان مىداد كه مصيبتش به حدى نرسيده است كه او را به خود سرگرم سازد ، بنابراين عمل او را با تعريضى غيرمستقيم ، ممنوع قلمداد فرمود . « 1 » اما دربارهء ابو العاص ، ديگر از من توقع نداشته باشيد سخنى بگويم ، زيرا او كسى است كه تا سال صلح حديبيّة مشرك مانده بود و دوبار با مشركان اسير گرديد و اسلام ميان او و زنش ، زينب دختر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله براى مدت شش سال جدايى افكند . زينب به عنوان زنى مسلمان مهاجرت كرد و او را به خاطر شركش ترك گفت . بعد از اسلامش به‌هيچ‌وجه جمله‌اى كه بيانگر پيوند يا حتى مدارا كردنش با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد ، بر زبان نياورد تا چه رسد كه بتوان او را با على عليه السّلام پدر فرزندان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سرور خاندان او ،
هامش
( 1 ) . روض الانف : 2 / 107 .