خداوند از بنىآدم ، عرب را برگزيد و از عرب ، مضر را ، و از مضر ، قريش را ، و از قريش ، بنى هاشم را ، و از بنى هاشم ، مرا انتخاب كرد . « 1 »
چگونه هردو را برابر مىپندارد ؟ در صورتىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در تمام طول زندگانىاش از ميوههاى اين درخت ملعون بدش مىآمد و از روزى كه در خواب ديد بنىاميه مانند ميمونها و خوكها « 2 » بر منبرش مىجهند ، ديگر چهرهاش خندان ديده نشد و خداوند بر او آيه فرستاد : ما خوابى را كه به تو نموديم ، تنها براى آزمايش مردم بود . « 3 »
چگونه او هردو را برابر مىنگرد ؟ با اينكه بنىاميه بندگان خدا را بردگان خود گرفتند و مال خدا را عطيهاى براى خود پنداشتند و كتاب خدا را مايهء دسيسه و نيرنگ خود ساختند ؟ چنان كه پيامبر صادق امين صلّى اللّه عليه و آله به اين مطالب خبر داده است . « 4 »
چگونه او ابو سفيان را بزرگ قريش مىخواند ، و حال آنكه او ننگ و عار قريش است و به تصريح پيامبر اعظم صلّى اللّه عليه و آله ، ملعون است ، آنجا كه گويد :
خدايا ، تابع و متبوع هردو را لعنت بفرست ؛ خدايا ، بر تو باد به اقيعس . « 5 » اين جمله را روزى فرمود كه ابو سفيان را با معاويه ديد . روزى هم كه ابو سفيان سواره بود و معاويه و برادرش ، از پيشوپس او را همراهى مىكردند ، فرمود :
خدايا ، جلودار و راننده ، و سواره را لعنت كن . « 6 »
چگونه او را شيخ قريش در مقابل ابو طالب كه شيخ ابطح بود مىخواند ، و حال آنكه
هامش
( 1 ) . اينروايت را بيهقى ، ابن عدى ، حكيم ، طبرانى و ابن عساكر نقل كردهاند . رك : كنز العمال : 6 / 204 .
( 2 ) . تفسير طبرى : 15 / 77 ؛ تاريخ طبرى : 11 / 356 ؛ تاريخ بغداد : 9 / 44 و 8 / 280 ؛ تفسير نيشابورى :
15 / 55 در حاشيهء تفسير طبرى ؛ تفسير قرطبى : 10 / 283 ؛ النزاع و التخاصم 52 ؛ اسد الغابة : 3 / 14 از طريق ترمذى ؛ الخصائص الكبرى : 2 / 118 از ترمذى و حاكم و بيهقى ؛ تفسير خازن : 3 / 177 .
( 3 ) . اسراء 17 / 60 .
( 4 ) . النزاع و التخاصم 52 ، 54 ؛ الخصائص الكبرى : 2 / 118 .
( 5 ) . براء بن عازب گويد : يعنى معاويه .
( 6 ) . كتاب صفين ، نصر بن مزاحم 148 ، 244 ؛ تاريخ طبرى : 11 / 357 .