شگفتا ! اين چه انحطاط و سقوط حتمى براى ملل اسلامى است كه بايد آنها را به اين گونه نوشتههاى مسموم با مطالبى سست و پوسيده و بىاساس سرگرمشان كرد ، آن هم با دست كسانى كه از هرخيرى تهى و به اشاعهء هرشرى آمادهاند ، كسانى كه كارى جز گمراه ساختن از آنها ساخته نيست .
ملّت اسلامى چه نيازى به اين كتابها دارد با وجود كتاب عربى گويا ، مقدس و اجتماعىاش ، قرآنكه باطل را از هيچ سوى بدان راه نيست ؛ كتابى كه بىشك مايهء هدايت پرهيزگاران است ، از آداب اجتماعى و مصالح عمومى مبتنى بر حكمت و عدل و احسان سخن مىگويد و مطالبش را در عفت ، پاكى و مهربانى مىتوان خلاصه كرد .
ملت اسلامى تا وقتى كه حامل سنت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله خود باشد ، چگونه حاضر مىشود به اين كتابها دست نياز دراز كند ؛ سنتى كه از حكم و اندرزهاى نغز اجتماعى ، احكام حقوقى و جزايى و مدنى و نيز از قوانين دفاعى و انتظامى در راه ريشهكن ساختن ظلم و حفظ حقوق انسان و راهنمايى مردم به مصالح دنيا و آخرتشان آكنده است ، سنتى كه مملو از قوانين بهداشتى ، مصالح عمومى و مبانى ترقيات علمى است و انسان را از چنگال عفريت نادانى و گمراهى مىرهاند و در راه رشد و فلاح رهبرى مىكند ، همان سنتى كه زندگى سياسى را بنياد مىنهد ، به يگانگى و همبستگى جامعهء بشريت و فضايل اخلاقى روح مىبخشد و كليهء حقوق نوعى و شخصى انسان را زنده مىكند .
چگونه امت اسلامى مىتواند دست نياز به اين نوشتهها دراز كند ، در حالى كه خود برنامهء اصلاحى زندهاى مشتمل بر همهء موجبات امن و راحت و سلامت و اتحاد و گرايش به نيكيها و دورى از بديها دارد ؛ برنامهاى كه در آن از هرچه رشتهء تمدن و ترقى صحيح را مىگسلد ، نهى شده و به هرچه آدمى را به راه استوار رهبرى كند ، امر شده است . اين برنامه چيست ؟ اين برنامه همان نهج البلاغهء امام امير المؤمنين عليه السّلام تأليف شريف رضى است كه فلاسفهء دنيا آن را از سخن خدا فروتر و از سخن مخلوق فراتر مىدانند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 18
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٨