تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩

اى مام ميهن اسلامى ، سرشك بيفشان

اى شرقى مسلمانان ، با من بيا تا از استاد فلسطينى ، محمد عادل زعيتر دربارهء گفتار زشت و عمل نابجايش در ترجمهء عربى كتاب حيات محمّد به نقد و تحليل بپردازيم . از او مىپرسيم : اين چه جنايتى بود كه بر ملت اسلامى روا داشتى ؟ جايى كه به قول خودش در مقدمهء ترجمه مىگويد : بدون ترديد مستشرقين نسبت به حقايق مربوط به سيرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله جنايت روا مىدارند و جنايتهاى آنان ، نويسندگان عرب را بر آن داشته تا از ترجمه و نقل تأليفاتشان به زبان عربى دريغ ورزند و از طرفى عدم ترجمهء اين‌گونه آثار به زبان عربى نيز نقصى در نهضت علمى ما به حساب مىآيد . آخر چه نقصى بر نهضت علمى ما بر مبناى كتاب و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وارد مىشود هنگامى كه از چنگال جنايتكار جاهليّت محفوظ بماند ؟ كتاب و سنتى كه خود نقطهء مركزى علوم جهان و روشنىبخش روشنفكران است ، كتاب و سنتى كه هرمتفكرى را به خود جلب كرده و گمشدهء دانشمندان و مطلوب فيلسوفان در شرق و غرب است . جالب اينجاست كه مؤلف خود در مقدمهء كتابش مىگويد : مهم‌ّترين مأخذ براى شرح زندگانى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، قرآن و كتابهاى حديث و سيرت مىباشد و قرآن اگرچه از همهء مصادر فشرده‌تر است ، ولى از همهء آنها صحيح‌تر مىباشد . كاش او نيز مانند ديگر نويسندگان عرب از نقل و ترجمهء اين سند گمراهى به عربى دريغ مىورزيد و بدون هرگونه پاورقى و توضيح ، قلم خود را از نشر اين اعلاميهء فساد در جامعهء اسلامى حفظ مىكرد . اين چه تذكرى دربارهء مفاسد كتاب است كه مىگويد : خواننده نبايد گمان برد من با تمام آنچه مؤلف در اين نوشته آورده كه غالبا هم مخالف واقع است ، همراه و موافقم . اى مام ميهن اسلامى ، در سوك اين مرد گريه كن و ببين كه او به چه بهاى اندكى شرف امّت ، عزت مذهب ، عظمت ملت و قداست كتاب و سنتش را فروخته است ! او مگر چه مقصد مهمى داشت كه خود را با اميل درمنگام در اين كار شريك كرد و اين اباطيل و پندارهاى ناصواب مخالف مذهب را منتشر ساخت و با انتشار مطالب