تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
از شاعر و سخنور توانا ، ابو الوفا راجح حلى ( م 627 ) است : - زبان هستى در روى زمين بانگ برداشت و با آهنگى كه جن و انس مىشنيدند ، فرياد كرد : - اى پرستندگان عيسى ! بدانيد عيسى و حزب او و موسى و پيروانش همه خدمتگزار محمّدند . بدين‌ترتيب مردك را ديگ عصبيت به جوش مىآيد ، به گوشهء چشم مىنگرد و نگاهى خشمگنانه به اسلام ، كتاب و پيامبرش مىافكند ؛ آنگاه خود را براى دفاع از ملتش آماده مىسازد و بالاخره از عقيدهء باطل خود به دفاع پرداخته ، آوازش را با سينه‌اى آكنده از بدخواهى بلند مىكند ، در حالى كه او فساد مىكند نه اصلاح ، و به اسم معرفى اسلام و زندگى محمّد صلّى اللّه عليه و آله دعوت‌كردن به مسيحيت را آغاز كرده است . او در كتابش مىگويد : محمّد به عنوان يك نفر مسيحى كتابش را به عربى آورد ، زيرا او يكى از پيغمبرانى بود كه تحت تأثير مسيحيت واقع گرديد و مسيحيان احساسات دينى او را قبل از بعثتش برانگيختند . ( ص 100 ) اصول مسيحيت را در قرآن مىتوان يافت . ( ص 106 ) تأييد روح القدس مستقيما براى عيسى بوده نه براى موسى و محمد ، و براى عيسى مقامى از عصمت بر طبق قرآن « 1 » مىباشد كه براى محمد نيست . ( ص 107 ) مسيحيت شامل اسلام و چيزهاى ديگرى است كه در اسلام وجود ندارد . ( ص 118 ) مسيح فرزند خداى يگانه است ، ولى به يك معنى عرفانى كه متناسب با ذوق خرافى باشد . ( ص 110 ) قرآن مردم را به مسيحيت صحيح دعوت مىكند و مسيحيت واقعى عقيده به الوهيّت و بشريّت مسيح است و اينكه هردو طبيعت در يك شخص جمع شده است . ( ص 107 ، 112 )
هامش
( 1 ) . كاش ما را بر آن آيهء قرآن راهنمايى مىكرد .