اجتماعى ، اعتقادى ، سياسى و اصلاحىاش كه راهنماى خير و جداكنندهء حقّ از باطل است ، قرار گرفتهاند ، بر او چونان پيشينيان سبكسرش گران مىآيد كه قدرت عظيم اسلام را بنگرد ؛ همان قدرتى كه به غلبهء اسلام بر كفر انجاميد و به حمايت از ستمديدگان شتافت و كسرىها و تبّعها و قيصرها و فرعونها را كه بر افكار قبطيها ، كشيشها ، پدران كليسا ، ديرنشينان و اصحاب كنيسهها حاكم بودند ، همه را سركوب و منكوب كرد .
براى او سنگين است كه در محيط غربى خود ، طلوع اسلام شرقى را ببيند و افكار روشنگرايان ملّتش را در پرتو درخشان قرآن عربى بنگرد و از نزديك ملاحظه كند كه معارف جاودانى اسلام در پايتختهاى اروپا ، مانند سيلى سهمگين ريشههاى گمراهى ، هواپرستى غربى ، بدعتها و ضلالتهاى عمومى را از بن مىكند و بر باد مىدهد .
براى او قابل تحمل نيست كه به گوش خود اين ندا را در قلب اروپا و از زبان فلاسفهء آن بشنود كه با بانگ رسا فرياد مىزنند :
محمّد با عزمى راسخ در تمام طول زندگىاش با بتپرستى سخت به مبارزه برخاست و لحظهاى را به حال ترديد ميان بتپرستى و يكتاپرستى نگذرانيد . « 1 »
قرآن كتابى جاودانى است كه هيچچيز نه از پيش و نه از دنبال نمىتواند آن را باطل سازد و صلاحيت بهرهبردارى از آن براى هروقت و هرجا قطعى است . « 2 »
همچنين از يكى ديگر از مسيحيان پرآوازه بشنود كه مىگويد « 3 » :
مقررات اسلامى بر بنياد محكمى از آيات روشن متكى است كه منظم و پىدرپى نازل شده و در پايان كار اين آيه آمده است : امروز دين شما را برايتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را دين شما برگزيدم . « 4 »
سرانجام هم به گوش خود قرآن كريم را بشنود كه در فرستندههاى جهان هرروز صبح و شام بخوانند و مردم نيز به آياتش گوش فرادهند ، ولى از كتاب ملّت مسيح و يا هرملّت ديگرى سخنى به ميان نيايد .
هامش
( 1 ) . از كانت هانرى دى كاسترى .
( 2 ) . از مسيو سنايس .
( 3 ) . از دكتر نجيب ارمنازى .
( 4 ) . مائدة 5 / 3 .