تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
جداگانه‌اى كوششهاى اطمينان‌بخشى مبذول داشته است ، آنگاه از طريق حاكم در تاريخ وى و از طريق شيخ ابو الوقت در جلد اوّل احاديث امير ابى احمد ، حديث را روايت كرده و سپس به ردّ تضعيف‌كنندهء آن از نظر امكان و وقوع و سند و متن پرداخته و احتجاج امير المؤمنين عليه السّلام به آن را در روز شورا ، ذكر كرده است و گويد : خبر داد ما را حافظ ابو عبد اللّه محمّد بن محمود ، معروف به ابن نجّار ، خبر داد ما را ابو محمّد عبد العزيز بن اخضر ، گفت : شنيدم قاضى محمّد بن يوسف ارموى مىگفت : ابو منصور مظفّر بن اردشير عبادى واعظ نشست [ و آنچه را كه از سبط ابن جوزى نقل كرديم ، آورد ] ، آنگاه شعر صاحب بن عبّاد را در حديث ردّ الشّمس ذكركرده است . 21 - ابو عبد اللّه شمس الدّين محمّد بن احمد انصارى اندلسى ( م 671 ) كه در كتاب التّذكرة باحوال الموتى و امور الآخرة گويد : خداى بزرگ خورشيد را پس از غروب بر پيامبرش بازگردانيد تا على نماز گزارد . اين حديث را طحاوى نقل كرده و گفته است : اين حديث قطعيّت دارد و هرگاه بازگشت خورشيد سودمند نبود و تجديد زمان نمىشد ، خدا آن را بازنمىگردانيد . 22 - شيخ الاسلام حمّويى ( م 722 ) كه او را در اين كتاب متذكر شديم « 1 » ، حديث را در فرايد السّمطين ذكر كرده است . 23 - حافظ ولىّ الدّين ابو زرعهء عراقى ( م 826 ) در طرح التثريب « 2 » : 6 / 247 ، از طريق طبرانى در المعجم الكبير نقل كرده و آن را « حديث حسن » تعبير كرده است . 24 - امام ابو الرّبيع سليمان السبتى ، مشهور به ابن سبع كه در كتابش ، شفاء الصدور نقل و به صحّتش اعتراف كرده است . 25 - حافظ ابن حجر عسقلانى ( م 852 ) كه در اين كتاب از او ياد شده است « 3 » ، حديث را در فتح البارى : 6 / 168 نقل كرده و گفته است : طحاوى و طبرانى در
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 123 . ( 2 ) . اين كتاب هرچند مشترك ميان او و پدرش مىباشد ، ولى نقل اين حديث در كتب قوم ، منسوب به خود اوست . ( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 130 .