باد ، كه خدا از آنان بيزار است و من نيز . « 1 »
33 - حديثى از زهرى پيرامون جنگ جمل نقل شده است كه عايشه به مردى از قبيلهء ضبّه كه زمام شتر او را گرفته بود ، گفت : تو على بن ابى طالب را در كجا مىبينى ؟ گفت :
اين است كه ايستاده و دستش را به سوى آسمان برداشته است . او نگاه كرد و گفت :
چقدر او به برادرش شبيه است . مرد گفت : برادرش كيست ؟ عايشه گفت : رسول اللّه ، مرد گفت : ديگر كسى مرا نخواهد ديد كه با مردى بجنگم كه برادر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . آنگاه مهار ناقه را از دست انداخت و به سوى على عليه السّلام رفت . « 2 »
34 - عباد بن عبد اللّه اسدى گويد : على مىگفت : من بندهء خدا و برادر رسول خدا و صدّيق اكبرم ، كسى جز دروغگو بعد از من اين را نخواهد گفت ؛ من هفت سال قبل از مردم ايمان آوردهام - و به روايت ديگر : كسى جز كذّاب آن را نمىگويد ، من هفت سال قبل از مردم نماز گزاردم . « 3 »
همو گويد : در بسيارى از اوقات على اين سخنان را مىگفت . « 4 »
35 - زيد بن وهب گويد : شنيدم على عليه السّلام بر منبر مىگفت :
من بندهء خدا و برادر رسول اويم . كسى اين جمله را قبل از من نگفته است و پس از من نيز نخواهد گفت ، مگر بسيار دروغگوى و دروغساز . مردى برخاست و گفت : من نيز چنين ادعايى دارم . ناگهان نقش بر زمين شد . كسانش فرارسيدند و او را با پارچهاى پوشانيدند . از آنها سؤال شد كه آيا او قبلا نيز چنين عارضهاى داشته است ؟ گفتند : نه . « 5 »
36 - معاذه از على عليه السّلام روايت كرده است كه او در برابر انبوهى از مردم سخنرانى كرد
هامش
( 1 ) . شرف النبوة - به نقل از ذخائر العقبى 92 .
( 2 ) . المحاسن و المساوى : 1 / 35 .
( 3 ) . رك : خصائص نسائى 3 ؛ السّنّة ، ابن ابى عاصم ؛ سنن ابن ماجه : 1 / 57 ؛ المعرفة ، ابو نعيم ؛ العقد الفريد :
2 / 275 ؛ تاريخ طبرى : 2 / 312 ؛ الرياض النّضرة : 2 / 155 ؛ الاستيعاب : 2 / 460 ؛ شرح ابن ابى الحديد :
3 / 257 ، از طريق اسناد حافظ ابن ابى شيبه ؛ فرائد السّمطين ، باب چهل و نهم ؛ مطالب السئول 19 .
( 4 ) . تاريخ ابن عساكر ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 335 ؛ كنز العمّال : 6 / 396 . اين حديث از ابن ابى شيبه ، نسائى ، ابن ابى عاصم ، عقيلى ، حاكم و ابو نعيم نيز روايت شده است .
( 5 ) . فرائد السمطين ، باب چهل و چهارم ؛ كنز العمال : 6 / 396 ؛ الاستيعاب : 2 / 460 .