تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
اين حديث را حافظ بن عدى ، از ابو يعلى ، از كامل بن طلحه ، از ابو لهيعه تا آخر سند نقل كرده ، و نيز ابن كثير در تاريخ خود : 7 / 359 آورده و در ضعف روايت بر اثر وجود ابو لهيعه در سلسلهء سند ، قول ابن عدى را نقل كرده است ، غافل از آنچه احمد بن حنبل دربارهء او گفته است . « 1 » 30 - عبد اللّه بن عمر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل كرده است كه فرمود : على برادر من است در دنيا و آخرت . اين‌روايت را طبرانى نقل كرده است و سيوطى آن را حسن دانسته است . « 2 » مناوى بعد از ذكر روايت گفته است : چرا چنين نباشد ، در حالىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روز دوشنبه مبعوث شد و بلافاصله على اسلام آورد ، و از همان روز سه‌شنبه تا مدّت هفت سال مخفيانه نماز مىگذارد ، چنان كه طبرانى اين‌روايت را از ابو رافع نقل كرده است و مقصودش از اين سخن بيان همانندى و مماثلت آن‌دو بزرگوار در برادرى است . « 3 » 31 - پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در حديثى فرمود : خداى بزرگ از نامهاى خود ، نامهايى براى ما مشتقّ ساخت ، پس خداى بزرگ محمود است و من محمّد و خداى بزرگ اعلى است و برادرم على . « 4 » 32 - انس بن مالك گويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بالاى منبر رفت و سخنان بسيار ايراد فرمود ، آنگاه گفت : على بن ابى طالب كجاست ؟ على نزد او آمد و گفت : من اينجا هستم اى رسول خدا ! رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را در برگرفت و به سينه‌اش چسبانيد و ميان دو ديدگانش را بوسيد و با صداى بلند فرمود : اى گروه مسلمانان ! اين برادر من ، پسر عموى من و داماد من است ؛ اين گوشت من و خون من و موى من است ؛ اين پدر دو نوهء من ، حسن و حسين ، آن‌دو سرور جوانان بهشت است ؛ اين گشايندهء غمهاى من است و اين است شير خدا و شمشير او در زمين . لعنت خدا و لعنت همگان و بيزارى خدا و من بر دشمنانش
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 77 . ( 2 ) . الجامع الصغير : 2 / 140 . ( 3 ) . فيض القدير : 4 / 355 . ( 4 ) . اين‌روايت را شيخ الاسلام حمّويى در فرائد السّمطين ، باب دوازدهم ، از طريق ابو نعيم و نطنزى نقل كرده است .