همهء چشمها به سويش متوجّه و گوشها براى شنيدن صدايش بدان سو تيز شده بود كه ناگاه آهنگ صداى لطيف و اندوهبارش را سر داد . بتدريج آهنگ صداى او اوج مىگرفت . او محمّد را از ميان گور فرامىخواند و با صداى حزين آميخته با سرشك غمبار ، فرياد مىكشيد : بابا ، يا رسول اللّه ! بابا ، يا رسول اللّه !
گويا زمين در زير پاى اين گروه ستمگر از بيم و هراس فرياد او مىلرزيد .
زهرا مىرفت تا با آن قبر شريف رودررو شود و از آن غايب حاضر مدد گيرد ؛ پدرم يا رسول اللّه ! بعد از تو از پسر خطاب و فرزند ابو قحاقه چهها كه ديديم !
هنوز سخنش به پايان نرسيده بود كه دلها از اندوه او كوفته شد و ديدگان بر او سرشك همى باريد . مردانى از آن ميان با خود حديث مىكردند كه اى كاش مىتوانستند زير پاى خود را بشكافند و در خفاياى زمين پنهان گردند . « 1 »
6 - مىگويد : رافضيان امامت زن را جايز مىدانند و به پيشوايى جنين در شكم مادرش معتقدند . ( 4 / 110 )
پاسخ : ما نمىدانيم آيا هنگامى كه اين مرد مىخواست اين جمله را بنويسد و يا هنگام نوشتن ساير فتاواى بىمدركش ، به هيچكدام از كتب كلام و عقايد شيعه ، بويژه آنچه در مبحث امامت نوشتهاند ، مراجعه كرده است ؟ و آيا در كداميك از آنها اين نسبت دروغين را ديده ؟ بلكه حاضريم فروتر آمده ، بگوييم : آيا يك نفر شيعه هرچند از جهّال و عوامّ باشد ، تا چه رسد به علماى آنها ، اين افتراى بزرگ را پذيرفته است و در كتاب و نوشتهء خود آورده است ؟
شيعهء اماميّه ، به اين عقيده معروف است كه امامت را در دوازده نفر مرد منحصر مىداند و زن در بين آنها نيست و خارج از اين تعداد معيّن كسى را به امامت قبول ندارد .
فرقههاى ديگر شيعه مانند زيديّه ، اسماعيليّه ، و حتّى فرق منقرضشدهء آنها ، همانند كيسانيّه و ديگران ، امامت را تا اشخاص معيّنى مىرسانند كه آنها نيز همه مرد هستند ،
هامش
( 1 ) . الامام على بن ابى طالب 225 . نيز رك : الامامة و السيّاسة : 1 / 13 ؛ تاريخ طبرى : 3 / 198 ؛ العقد الفريد :
2 / 257 ؛ تاريخ ابو الفداء : 1 / 165 ؛ تاريخ ابن شحنة فى حوادث سنة 11 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 19 .