69 - عوف بن ابى جميلهء بصرى
70 - فضل بن دكين كوفى
71 - فضيل بن مرزوق كوفى
72 - فطر بن خليفهء كوفى
73 - مالك بن اسماعيل كوفى
74 - محمّد بن حازم كوفى
75 - محمّد بن عبيد اللّه مدنى
76 - محمّد بن فضيل كوفى
77 - محمّد بن مسلم طائفى
78 - محمّد بن موسى المدنى
79 - محمّد بن عمّار كوفى
80 - معروف بن خربوذ كرخى
81 - منصور بن معتمر كوفى
82 - منهال بن عمرو كوفى
83 - موسى بن قيس حضرمى
84 - نفيع بن حارث كوفى
85 - نوح بن قيس حدّانى
86 - هارون بن سعد كوفى
87 - هاشم بن بريد كوفى
88 - هبيرة بن بريم حميرى
89 - هشام بن زياد بصرى
90 - هشام بن عمّار دمشقى
91 - وكيع بن جرّاح كوفى
92 - يحيى بن جزّاز كوفى
93 - يزيد بن ابى زياد كوفى « 1 »
اينان گروهى از شيعيان هستند كه اهل سنّت در صحاح ششگانهشان به احاديث آنان احتجاج مىكنند . گذشته از اينها ، رجال شيعه از صحابهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و تابعين و شخصيّتهاى بزرگ خاندان علوى بسيارند كه اهل سنّت حديث آنان را مورد استناد قرار مىدهند و پيشوايانشان ، اسناد خود را در صحاح و سنن و مسانيد ، به آنها رساندهاند و در توثيق و عدالتشان سخت پافشارى مىكنند .
پس اگر شيعه - چنان كه ابن حزم پنداشته است - مسلمان نباشند ، اين كتب روايات چه ارزشى دارد ؟ و اين صحاح و مسانيد در چه پايهاى از حقيقت قرار دارند و براى مؤلّفان كتابهاشان كه از بزرگان ، پيشوايان و حافظان احاديث اهل سنّت هستند ، چه ارزشى مىتوان قائل شد ؟ و اصولا براى عقايد و آرايى كه از آنها گرفته شده است ، با
هامش
( 1 ) . براى اطّلاع بر شرححال اين عدّه و تفصيل احاديثشان ، رك : المراجعات ، علّامهء مجاهد آيت اللّه سيّد شرف الدّين 41 - 105 .