ترك گفته ، نابود سازم .
- تازه ، كدام سرگرمى و بازى بعد از غم و اندوهى كه مرا از هركارى بازمىدارد و روزگار زيد بن علىّ شهيد را به خاطر مىآورد ؟ البتّه برخى اندوهها باعث تعويق هركارى است .
ابو الحسن بن حمّاد هم در ابياتى كه خواهد آمد ، چنين گفته است :
- گواه مطلب سخن جعفر بن محمّد است ، هنگامى كه او را در شهادت زيد تعزيت گفتند ، به حال گريه فرمود :
- اگر عمويم پيروز مىشد به تعهّدات خود داير به واگذارى حقّ به صاحب آن وفا مىكرد ، ولى پيروز نشد .
شيخ صالح كوّاز هم در ضمن اشعارى كه امام سبط عليه السّلام را رثا گفته ، مىگويد :
- و زيد كه سرفرازى خلقوخوى پدران گرامىاش بود و هيچگاه زير بار ستم نمىرفتند .
- گويا در نظر دشمن ، همان شبحى بر او افتاد كه بر شبيه عيسى بن مريم افتاد تا او را به دار كشيدند .
شيخ يعقوب نجفى ( م 1329 ) هم گفته است :
- امام صادق به خاطر شهادت زيد گريست ، همان زيدى كه مىگفتند با يك تير از پاى درآمد .
- در اين صورت حال پدرش على بن الحسين چه بوده كه فرزندش را هدف رگبار تير قوم ديد .
شيخ ميرزا على اردوبادى قصيدهاى در مدح و رثاى او سروده است كه بيت نخست آن چنين است :
- اعتلاى نفس او از قبول هرچيزى جز آقايى و كرامت امتناع كرد ، و لذا نفس او در حال سرشكستگى و خوارى در گور نرفت .
اين قصيده بيست و پنج بيت است .
سيّد مهدى اعرجى هم قصيدهاى در رثاى او دارد كه مطلع آن اين است :
- اى برادران ! مرا به سوى آرامگاه زيد بريد ، تا اگر باران بهارى از ريزش بر آن دريغ
الغدير ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٠١