تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
اين باب منحصر است و مانندش تأليف نشده . خداوند وى را از سوى حق و حقيقت پاداش نيكو دهاد ! او دربارهء مختار قصيده‌اى به روى قصيدهء ابى تمام دارد و در آن ستايش دوست و شريك فضيلت مختار يعنى ابراهيم بن مالك اشتر را بر ثناى مختار افزوده است و آن چكامه اين است : - اى قهرمان هدايت و خون ، گوارا بادت آنچه با شمشير انتقام‌گيرت به كف آوردى . - ترا در پيشگاه خاندان محمّد صلّى اللّه عليه و آله نعمت‌هاى ستوده‌اى است كه از مرز بزرگداشت برتر است . - پيش‌آمدهاى روزگار ، ترا كار ديده‌اى شناختند كه در سينه دلى پاك و بىباك دارد . - و تو چنان آتش جنگ سختى برافروختى كه دودمان بنىاميه هيزم آن شدند . - به زنازادگان سميه و اميّه سرسختى هدايت را چشاندى و به كامشان شرنگ مرگ و ننگ ريختى . - و آنها در كنار ( خازر ) به شمشير آخته در هنگام جنگت ، شكست را ، به چشم ديدند ، و گروه بسيار آنان را در روز نبرد ، با لشكر جرّار خود به ستيز پراكندى . - جنگاورانى كه هواخواه خاندان مصطفى و شيران بيشه شجاعت و مردانى حادثه‌ديده بودند . - دلاورانى كه جز براى روبرو شدن با همنبردان مسلّح ، به‌پا نمىخاستند . - و جز امام و كين‌خواهى او چيزى نمىشناختند و فرياد وا انتقاما مىكشيدند . - پس نابكاران زناكار و شرابخوار اميّه از هم پاشيدند ، - و تو از خونى انتقام گرفتى كه از زمان ريختن آن ، هيچ علويه‌اى سرمه به چشم نكرد و خانه‌هايى را آباد كردى كه از آن روز ويران شده بود ، كه دشمنان ، خداوندان آن خانه‌ها را در كربلا كشتند . - دردى بس بزرگ بود و عمق آن را كسى جز تو درنمىيافت . درود بر تو ، از اين ژرف بينى . - از دودمان نخع نيز شيرى شكارى با شجاعتى ثقفى به نبرد تاخت . وى مردى فرزانه به
الغدير ( فارسى ) — صفحة 496 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى