اين باب منحصر است و مانندش تأليف نشده . خداوند وى را از سوى حق و حقيقت پاداش نيكو دهاد ! او دربارهء مختار قصيدهاى به روى قصيدهء ابى تمام دارد و در آن ستايش دوست و شريك فضيلت مختار يعنى ابراهيم بن مالك اشتر را بر ثناى مختار افزوده است و آن چكامه اين است :
- اى قهرمان هدايت و خون ، گوارا بادت آنچه با شمشير انتقامگيرت به كف آوردى .
- ترا در پيشگاه خاندان محمّد صلّى اللّه عليه و آله نعمتهاى ستودهاى است كه از مرز بزرگداشت برتر است .
- پيشآمدهاى روزگار ، ترا كار ديدهاى شناختند كه در سينه دلى پاك و بىباك دارد .
- و تو چنان آتش جنگ سختى برافروختى كه دودمان بنىاميه هيزم آن شدند .
- به زنازادگان سميه و اميّه سرسختى هدايت را چشاندى و به كامشان شرنگ مرگ و ننگ ريختى .
- و آنها در كنار ( خازر ) به شمشير آخته در هنگام جنگت ، شكست را ، به چشم ديدند ، و گروه بسيار آنان را در روز نبرد ، با لشكر جرّار خود به ستيز پراكندى .
- جنگاورانى كه هواخواه خاندان مصطفى و شيران بيشه شجاعت و مردانى حادثهديده بودند .
- دلاورانى كه جز براى روبرو شدن با همنبردان مسلّح ، بهپا نمىخاستند .
- و جز امام و كينخواهى او چيزى نمىشناختند و فرياد وا انتقاما مىكشيدند .
- پس نابكاران زناكار و شرابخوار اميّه از هم پاشيدند ،
- و تو از خونى انتقام گرفتى كه از زمان ريختن آن ، هيچ علويهاى سرمه به چشم نكرد و خانههايى را آباد كردى كه از آن روز ويران شده بود ، كه دشمنان ، خداوندان آن خانهها را در كربلا كشتند .
- دردى بس بزرگ بود و عمق آن را كسى جز تو درنمىيافت . درود بر تو ، از اين ژرف بينى .
- از دودمان نخع نيز شيرى شكارى با شجاعتى ثقفى به نبرد تاخت . وى مردى فرزانه به
الغدير ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٩٦